اسكندر بيگ تركمان

803

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

و در بند شيروان بمحافظت قيام داشت در ازاء نيكو خدمتى بحكومت مشهد مقدس معلى و رتبهء بلند خانى سرافرازى يافت . [ متوفاها در اين سال ] وفات عليا جناب شهزاده مريم سلطان بيگم متوفاها : از مشاهير و اعيان كه در اين سال سر بنقاب تراب كشيدند اولا عليا جناب شهزاده مريم سلطان بيگم صبيهء حضرت شاه جنت مكان كه در حبالهء خان احمد والى گيلان بود در اصفهان بجوار رحمت ملك منان پيوست و اينخبر محنت اثر در ييلاق آق النك همدان به حضرت اعلى و مخدرات استار اين دودمان و الا رسيده موجب ملال خاطر اقدس و منتسبان اين سلسله عليه گرديد قاضى سلطان متولى آستانه مقدسه متبركه رضيهء رضويه را كه در اردوى معلى بود حكم شد كه نعش مطهر آن مريم عهد را بروضه مقدس نقل نمايد و مشار اليه بدان خدمت اقدام نموده در حريم روضهء مقدس مدفون گرديد . وفات ميرزاى عالميان ميرزا محمد شفيع ديگرى از مشاهير متوفاها ميرزاى عالميان ميرزا محمد شفيع است كه شمهء از حال او در سالهاى گذشته گذشته وى از شيخ زاده‌هاى كدكن من اعمال نيشابور بود در عنفوان شباب در مشهد مقدس كسب نويسندگى نزد كتاب سركار حاكم بوده ملازم كاظم قليخان پرناك شد بعد از فوت او وزارت ابراهيم خان تركمان يافت چون هنوز كوكب طالعش در حضيض و بال بود ابراهيم خان معزول گرديد و او در اردوى معلى بيسر و سامان ميگرديد تا در توشقان سنهء الف كه فرهاد خان بر سر نيشابور ميرفت او به خدمت خان رفته التماس ملازمت كرد و بنا - بر آنكه نيشابورى سمت ملازمت و رخصت همراهى يافته در آن سفر بتحرير مكتوبات قيام مينمود رفته رفته جوهر قابليتش ظاهر گشته اعتبار يافت و برشد و كاردانى سمت استيلا يافته بالاخره بمرتبهء وزارت ترقى كرد روز بروز بر عزت و اعتبارش مىافزود مكررا فرهاد خان در خدمت همايون اعلى زبان بتوصيف او گشوده از كاردانى او اظهار خوشنودى كرد . بعد از واقعه فرهاد خان منظور الطاف شاهانه گشته بوزارت كل گيلانات منصوب و بدين پايهء و الا سربلند گرديد و در آن منصب خدمات پسنديده بجاى آورده قرب و منزلت تمام يافت تا آنكه بخطاب عالى ميرزاى عالميانى سرافراز و بين الاقران بدين لقب ارجمند شرف امتياز يافته وزارت دارالسلطنهء قزوين نيز علاوه مهمات او گرديد و در سنهء يونت ئيل خمس عشر و الف منصب جليل القدر وزارت كل خراسان اضافهء مناصب سابق گشته رتق و فتق و بست و گشاد جميع امور ملكى و مالى و عزل و نصب عمال و كلانتران برأى و رويه او منوط و مربوط گشته اختيار و اقتدار تمام يافت ظرف طبيعتش گنجايش اين مقدار اقتدار نداشت با امراء خراسان خصوصا محراب خان حاكم مشهد مقدس چنانچه سابقا اشعارى به آن شده سلوك ناهنجار پيش گرفت و از آن حركات ناهموار شورش دماغى معلوم ميشد لهذا حسب الامر الاعلى عزيمت درگاه معلى نموده در مازندران بدرگاه سعادت آشيان رسيد چند گاه از قرب بساط اقدس دور و از مجالست و همصحبتى مهجور بود در ييلاقات اصفهان مريض گشته بقزوين رفت و در آنجا بيمارى اشتداد يافته در اوايل اين سال دل از ملك و مال برداشته جاه و مناصب دنياى ناپايدار را به ديگران گذاشته عزيمت سفر آخرت نمود « انت الباقى و كل شئ هالك » تاريخ وفاتش گرديد از عمال و گماشتگانش بهزاد بيك استرآبادى وزير گيلان و اصلان بيك وزير قزوين و مير -