اسكندر بيگ تركمان
804
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
ابوالقاسم قوم او وزير مازندران و خواجه كمال الدين حسين وزير مشهد مقدس . ديگرى از مشاهير متوفاها بكتش خان حاكم مرو است وى از اويماق داملوء استاجلو است در خراسان وكيل مرشد قليخان يكان بود در عراق از جانب او داروغهء اصفهان شد . بعد از قتل مرشد قلى چند گاه حسب الحكم همايون متصدى بعضى بلوكات صفاهان بود بعد از عزليت مدتى پريشان حال ميگرديد در سنه ايت ئيل ست و الف كه فتح خراسان شد او برتبهء امارت سرافراز گشته حاكم ماروچاق گرديده و بحسن كاردانى از شكست و بست قلعه و ضبط آنسرحد مردانگيها بظهور آورده روز بروز اعتبارش افزوده صاحب جيش و لشكر گرديد و در سيچقان ئيل ثمان و الف كه نور - محمد خان اوزبك در ازاء حقوق و عصيان بىاختيار گشت حكومت مرو شاهيجان به او متلق گرديد و مكررا او را در آن [ 569 ] سرحد با اوزبكيه محاربات قوى روى داده در جميع معارك بميامن اقبال وفات محمد زمان سلطان همايون مظفر منصور گشته در آن حدود بلند آوازگى يافت و تا اين سال دو سال بود كه در آن ملك در كمال شوكت و اقتدار حكومت مينمود درينولا باجل طبيعى ملك حيات را بقابض ارواح سپرد حكومت آن ولايت بمحراب خان قاجار كه حاكم مشهد مقدس بود تفويض يافت . ديگرى محمد زمان سلطان بايندر است كه اباعن جد از ميرزادههاى بايندريه تركمان و پدرانش از زمرهء ارباب عقيدت و اخلاص ايندودمان ولايت شأن بودهاند وى از دار العبادهء يزد كه مسكن آن سلسله بود باردو آمده چند گاه بملازمت شهزاده مغفور سلطان حمزه ميرزا مشرف بود در ايام طغيان تركمان و تكلوچون جان آغا خانم همشيره او در حبالهء عليقلى خان شاملو لله و انكه حضرت اعلى شاهى و متكفل پروردن آن نور پرورد الهى بود به آن تقريب بخراسان رفته چند گاه در دارالسلطنهء هرات بود بعد از قضاياء خراسان بعراق آمده چند گاه در وطن اصلى ميبود توفيق زيارت بيت اللّه الحرام يافته بعد از معاودت سفر نيز اثر حجاز بعز ملازمت اشرف معزز سرافراز گرديده در سلك ندماء و مقربان خاص انتظام يافت و تا حين فوت كما هى در كمال عزت و اعتبار و گاهى از شوخى طبيعت و ستم ظريفى مورد عتاب و خطاب بود تا در اينسال در دارالسلطنهء قزوين بسعادت مجالست و همصحبتى سرافراز و سرمست بادهء التفات و اعزاز بود پهلو بر بستر ناتوانى نهاده روز ششم بيمارى رخت هستى از جهان فانى بربست مرد نديم خوش صحبت شعر فهم سليم النفس بود در شيوهء سپاهيگرى از شجاعت موروثى بىبهره نبود در ايام تقرب در خيرخواهى خلايق و القاء كلمة الخير خود را معاف نميداشت اما بعد از ادراك سعادت حج بيت الله الحرام به خواهش طبيعت يا حب جاه و دنيا پرستى وفات حسينقلى بيك قاجار ديگر باره خود را آلودهء معاصى گردانيد اميد كه حضرت ارحم الراحمين از تقصيراتش گذشته مغفور گردد . ديگرى حسينقلى بيك قاجار برادر امير كونه خان كه پسر گيلانى خدمتكار او بتوهم آنكه مبادا دست درازى بجانب او نمايد شبى در حالت بيهوشى دو سه زخم خورد به آن زخمها درگذشت و آن پسر نيز به جهت ضبط و نسق و تنبيه جاهلان بقصاص رسيد . ديگرى از مشاهير متوفاها حاجى ادهم بيك برادر حاتم بيك اعتماد الدوله است كه در دار الملك شيراز رحل اقامت انداخته بود و شمهء از اوصاف حميدهء او در يونت ئيل خمس عشر الف در طى احوال ملك -