اسكندر بيگ تركمان
797
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
آب ساخته كه از اول شب تا صبح پر مىشود و يك روز شرب خواص اهل قلعه را كفايت مىكند و بر روى حوض گنبدى ساخته پشت آن را به زمين هموار كردهاند كه از نظر بيرونيان پوشيده و پنهانست و آن را سولق مينامند و بجهة محافظت حوضخانه و آب بردن برجى در جنب ديوار قلعه واقع شده و باصل قلعه متصل گشته و در جانب جنوبى يخدانى در جنب قلعه ترتيب دادهاند كه در زمستان بيخ و برف پر ميكنند و حوضى در زيراب آن ساخته شده كه هر چه در تابستان و شدت گرما از يخ و برف آب شود در حوض جمع شده در هنگام قلت آب و گرما به كار آيد و اين يخدان را نيز قلعچه كرده تيرانداز و تفنگ انداز بقاعدهء مقرر گذاشته كمال استحكام دادهاند و آن را بوزلق و قارلق نيز ميگويند و راه آن نيز بدستور راه سولق بر بيرونيان مخفى است . مجملا قلعه مزبور مشتمل بر پنج قلعه است يكى اصل قلعه و يكى قلعهء پائين و يكى سولق و يكى بوزلق و يكى برج بزرگ بيرون دروازه شرقى كه مذكور شد هر پنج در كمال استحكام كه پيك تيزگام اوهام را عبور و مورچهء خيال را مرور بر آنها در نظر شبروان حوادث دور مينمايد . القصه جناب دستورى بوفور دانش تكيه بر اقبال همايون و جانفشانى خود كرده كمند همت بر كنگره تسخير آن قلعه انداخته بتدبير امور قلعهگيرى و سرانجام اسباب آن كار مشغول گرديد در اين اثنا موازى پانصد نفر از تفنگچيان مازندرانى از اردوى معلى باتفاق صفرعلى بيك يوزباشى و قورچيان چگنى بكومك رسيدند گنجعلى خان نيز كه در تبريز بود با قشوق آراسته متوجه گرديد حسنخان و امراء رفيق دو تفنگچيان اصفهانى و مير فتاح سركردهء ايشان بجانب شرقى رفتند و جانب غربى كه قلعهء پائين است بحسن اهتمام و كاردانى پير بوداقخان و تا بينان و تفنگچيان خراسانى و بافقى قرار گرفت مراد خان سلطان چينى و خليل سلطان سيل سر را با محمد تقى بيك مين باشى تفنگچيان آذربايجان به طرف جنوبى برابر قلعچهء بوزلق فرستادند و محافظت دروازهء طرف مذكور را بعهدهء گنجعلى خان نمودند تفنگچيان مازندرانى با صفر قلى بيك و قورچيان چگنى به طرف شمالى كه برابر قلعچهء سولق است مأمور شدند برخوردار بيك انيس با عملهء توپخانه مقرر شد كه دو توپ بزرگ و يك باليمز ترتيب دهد قبان سلطان بيگدلى بسركارى توپ و خدمات توپخانه تعيين شد و عجالة توپ كوچكى كه در قلعهء كوكر چنلق موجود بود از درياى سياه با كشتى آورده در سيبهء حسنخان برابر برج خارج قلعه نصب كردند محمد پاشا را در خلال اين حال بيمارى ضعف قلب طارى گشته از اين خدمات معاف بود اما جمعى جلاليان را بكومك هر طرف تعيين نمود و مبلغ پنجهزار تومان زر شاهى عباسى كه بجهة مدد خرج جلاليان آورده بودند ميانهء آن طبقه فراخور حال قسمت شد و جهة هر جماعت قشلاقى تعيين يافت عساكر منصوره طرح قشلاق انداخته خيام اقامت نصب نمودند و هر يك بر سر كار خود رفتند امير خان از اين حالات خبر يافته در شبكهء اضطراب افتاد مكرر كسان فرستاد اظهار انقياد و سخنان ملايم كرده خواست بلطايف الحيل و دفع الوقت شر اين جماعت را [ 564 ] از خود دور كند چون مكررا مكر و خديعت او ظهور يافته بود سخنان روى اندود او بموقع قبول راه نيافت لاجرم او نيز در مدافعه و قلعه دارى كوشيدن گرفت چند نفر از ميرزادههاى برادوست خود را از قلعه انداخته شاهى سيون شدند ايشان و هر كس ديگر كه از قلعه ميآمد متفق - اللفظ ميگفتند كه مردم قلعه از قلت آب در عذابند زيرا كه در اينوقت از خشك سالى و قلت بارندگى آب حوض بسيار كم شده و آنچه مانده عفونت بهمرسانيده بچهارپايان ميدهند و مدار شرب محصوران به آب سولق است كه ظرف ظرف بخواص قسمت مىشود و هر گاه سولق بدست آيد جز استيمان و قلعه سپردن چارهء ندارند و بنقب زدن تسخير آن به سهولت ميسر است چون در نظر عقل