اسكندر بيگ تركمان
795
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
مصير عرض كرد چون مقدمات مذكور در حين اقامت دار الارشاد اردبيل بر ضمير منير ملك آرا پرتو ظهور انداخت بنوعى كه سبق ذكر يافت عالى جناب اعتماد الدوله حاتم بيك را روانه آنصوب فرمودند كه بديدهء بصيرت نظر بر احوال آن سرحد انداخته اگر از اطوار امير خان رايحهء اخلاص استشمام نموده نشاء دولت روز افزون داشته باشد او را مستمال شفقت شاهى گردانيده خاطر دغدغه آلود او را از وقوع امورى كه بىاختيار روى داده باشد اطمينان داده از پردهء حجاب بيرون آرد و جماعت جلالى را از پاى قلعهء او كوچانيده در هر جا مصلحت داند بدستور سال گذشته قشلاق دهد و مبلغ پنجهزار تومان زر نقد رايج شاهى از خزانه معموره همراه كردند كه بمدد خرج جلاليان دهد و اگر مهم او صلاح پذير نبوده در خلاف و عصيان راسخ بوده باشد آتش طغيان او را به آب تنبيه و تأديب فرو نشانيده الكاى او را بجلاليان قسمت نمايد كه در آنجا اقامت نموده بر قلع و قمع ساير طاغيان اكراد مصروف دارند . ذكر توجه اعتماد الدوله بجانب ارومى و محاصرهء قلعهء دم دم و سوانح پاى قلعه [ 562 ] نسخه پرداز قلم ديباچهء صحايف اخبار را بدين طرز بديع آرايش ميدهد كه چون عاليجناب اعتماد الدوله دستورى يافته از دار الارشاد اردبيل متوجه خدمت مذكور گشته بتبريز آمد با پير بوداق خان حاكم تبريز و برخوردار بيك انيس توپچى باشى و توپچيان و تفنگچيان اصفهانى و خراسانى و تبريزى و بافقى كه بمرافقت مأمور بودند روانهء مقصد گشتند دو هزار نفر از جلاليان كه از تاخت قراچه اردهان بازگشته بودند همراه شدند و در سلماس خان امير ولد غازى بيك كرد حاكم آنجا و اوليا بيك ولد كور - سيفا الدين حاكم انزل و صومائى كه نصب كردههاى همايون اعلى بودند ملحق گشته بتاريخ روز سهشنبه بيست و ششم شهر شعبان داخل اردوى رومى شدند حسنخان و محمد پاشا و امراء عظام رفيق ايشان استقبال كرده بملاقات فايز گشتند و مكان مناسب اختيار نموده نزول كردند . روز ديگر جناب اعتماد الدوله ملازم معتمدى را باتفاق ملك آقا محمد طسوجى كه با امير خان طريقهء آشنائى داشت نزد او فرستاده بعد از نصايح دوستانهء خير خواهانه تكليف كردند كه در حريم قلعه با يكديگر ملاقات كرده بما فى الضمير او اطلاع يابند و بمقتضى خير انديشى و دفع شر و فساد خاطر رميده او را آرام بخشند امير خان قبول اين معنى نموده از قلعه پائين آمد و جناب دستورى نيز با چند نفرى بوعدهگاه رفته با يكديگر ملاقات نمودند و از هر باب سخنان بميان آوردند . امير خان از مكر و حيل ظاهر خود را بتاج و هاج و لباس اخلاص غلامى آراسته چنان نمود كه بنابر ظهور بىاعتدالى و اطوار ناهموار جلاليان و عدم وثوق و اعتماد بر حمايت و ممانعت حسنخان توهم نموده بدين چهار ديوار تحصن نمودم و محمد پاشا طمع در الكاء من كرده مرا بدنام مخالفت حضرت شاه عالم پناه كرد اكنون ملتمس آنست كه خدام و الا مقام متكفل عذر تقصيرات من در خدمت اشرف شده در اين زمستان مرا به حال خود گذارند كه از پسران خود يكى را با پيشكش لايق در مرافقت عالى بدرگاه عالم پناه فرستم و در ايام بهار كه رايات ظفر آيات شاهى بجانب ييلاقات در حركت آمد خود بسعادت آستان بوسى مشرف گردم . جناب اعتماد الدوله تكفل مدعيات و قبول ملتمسات او كردند به شرط آنكه بمواعيد خود وفا