اسكندر بيگ تركمان
791
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
وقايع متنوعه و سوانح ايام اقامت دار الارشاد اردبيل آنكه ذوالفقار خان بيگلربيگى شيروان رخصت آمدن بپايه سرير اعلى حاصل نموده حسب الاستدعاء بسعادت ملازمت مشرف گرديد و در ركاب سعادت انتساب زيارت حضرت قطب العارفين چند روز در سير و شكار قزل آغاج همراه بود از آنجا مرخص گشته بشيروان رفت . سانحهء ديگر آنكه چون اخبار فرستادن امراء و جلاليان بجانب كردستان شيوع يافته بود بنا بر رعايت حزم و احتياط امام قلى خان امير ديوان حاكم لار خلف صدق اللّه ويرديخان را سر - كرده فوجى از افواج قاهره فرموده به طرف سلماس كه در قرب جوار كردستان واقع است فرستادند كه از آن خبردار باشند . سانحهء ديگر بقتل درآمدن كرد حيدر است كه از امراء معتبر جلالى و صاحب يكهزار كس بود و به زور بازوى شجاعت و دلاورى خود مغرور و با محمد پاشا غالبانه سلوك كرده هميشه سخنان درشت ناهموار به او ميگفت و پاشا ازو در حساب بود بتخصيص در اين اوقات كه عزيمت كردستان نموده و او از عشاير آن طبقه بود و مظنهء خلاف و عصيان با او داشت روزى در خانه محمد پاشا مجلسى منعقد گشته چون سرهاى حريفان از بادهء نخوت گرم گرديد كرد حيدر در اثناى محاوره كم ظرفى نموده بعضى سخنان تهديد آميز كه محزون خاطرش بوده بر زبان آورد و موجب ازدياد خوف و بيم محمد پاشا گشته در همان مجلس بپسران خدمتكار كه روميان انج اغلان و كنج اغلان نيز ميگويند اشارهء قتل او كرد و ايشان در همان ساعت شمشيرها كشيده رشتهء حيات او را با دو نفر از معتمدان كه با او بودند بقطع رسانيدند ملازمانش چون او را كشته ديدند ترك شورش بيفايده كردند و پاشا همگى را به خود منسوب ساخته اموال و جهات او را ميانهء ايشان قسمت نموده و حقيقت حال را بعرض عاكفان سده جلال رسانيده استحسان يافت . سانحهء ديكر [ 559 ] ظهور مخالفت و عصيان امير خان برادوست است كه در ايام اقامت دار الارشاد اردبيل بعرض اقدس رسيده بتحقيق پيوست كه با حسنخان و محمد پاشا خلاف ورزيده در قلعه تحصن جسته درهاى اطاعت بسته است و ابواب مخالفت و عصيان گشوده و فيما بين مهم بجنگ و جدال انجاميده بنا بر آن حضرت اعلى كه رأى جهان آرايش روشنى بخش عالم غيبى است صلاح و فساد اين واقعه را بر رأى عقده گشاى دستور معظم مكرم اعتضاد السلطنة البهية و اعتماد الدوله العلية حاتم بيك منوط و مربوط گردانيده به آن صوب فرستادند كه بهر طريق صلاح دولت روز افزون داند و رأى صوابنمايش اقتضا نمايد بفيصل رساند و گنجعلى خان حاكم كرمانرا با جمعى از امراء و توپچيان و تفنگچيان بمرافقت آن جناب مأمور گردانيدند كه اگر مهم او اصلاح پذير نبوده باشد و افواج قاهره را بكومك احتياج افتد بدان اقدام نمايند اكنون كلك سخن پرداز بتحرير قضاياء مخالفت و عصيان امير خان ميپردازد و چون مسود اوراق حسب الامر الاعلى بمرافقت آن جناب مأمور بود ملتزم است كه خصوصيات آن سفر را كه برأى العين مشاهده نموده از اطالت و اطناب اجتناب نموده مشروحا در رشتهء تحرير كشد و اللّه المستعان . ذكر مخالفت و عصيان امير خان برادوست و رفتن جناب اعتماد الدوله بولايت ارومى و محاصرهء قلعه دم دم و بيان سوانح حالات شرح احوال امير خان چولاق عبرت بخش عالميان است اى جوياى سخن لحظهء مستمع بوده