اسكندر بيگ تركمان

786

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

زمان شاهزادهء مغفور سلطان حمزه ميرزا به جهت لوارصاب پسر سيمون خان گفته بود بر او صادق بود : رباعى ترسابچه ايست آتش افروز كنشت * كاتش زده در خرمن صد حور سرشت چون هيمه كشان براى آتشكده‌اش * رضوان همه شاخ طوبى آرد ز بهشت بدرگاه جهان پناه شاهى فرستاد و در اوايل اين سال امراء شمس الدينلو و قزاقلر و غيرهم با جمعى از لشكر گرجى اتباع لوارصاب خان والى كارتيل بتاخت آخسقه رفته اسير بسيار آورده بودند جيل پاشا موازى دو هزار كس از خيل تاتار و فرهاد پاشا و ولد محمد پاشا كه بمرافقت او آمده بودند بدفع ايشان و تاخت گرجستان كارتيل فرستاده آن جماعت بميان الكاء درآمده تاخت و غارتى چند كرده معاودت نمودند لشكر لوارصاب خان در گذرهاى تنگ و ميان بيشه سر راه بر ايشان بسته از يكطرف سپاه قزلباش و از يكطرف گرجيان ايشان را بميان گرفتند پاشايان هر دو گرفتار گشته لشكر تاتار كه در آن ملك بيگانه بودند بهر طرف ميرفتند سر راه و گذرها را مسدود مييافتند دست از غنيمت بازداشته در ميان بيشه پراكنده شدند و بمصداق اللهم اشغل الظالمين [ 555 ] بالظالمين گرجيان بجستجو مشغول گشته تا موازى هفتصد نفر تاتار بدست آورده طعمه تيغ بلا گرديدند و بقية السيف را رعاياى گرج در جنگلها برهنه كرده بودند پياده و عريان به صد فلاكت خود را بآخسقه رسانيدند و پاشايان را بدرگاه جهان پناه فرستادند فرهاد پاشا حسب الالتماس سلاطين گرجى مورد بخشش گشته پسر محمد پاشا بياسا رسيد . سانحهء ديگر محاربهء ذوالفقار خان و جنود شيروان با طبرسرانيان از سوانح اقبال كه در ولايت شيروان قرين حال اولياء دولت بيزوال گرديد جنگ كردن ذوالفقار خانست با والى طبرسران و قلعه ساختن در آن حدود . تبيين اين مقال آنكه در زمان فترت شيروان ناحيه از نواحى شابران را كه بالكاء طبرسران اتصال دارد مردم آنجا متصرف شده بودند و در زمان روميه چون روميان بامداد طبرسرانيان مستظهر بودند در مقام استرداد آن نشدند در اين اوقات كه ولايت شيروان مجددا مسخر اولياء دولت قاهره گشت مردم طبرسران بطمع خام افتاده آن ناحيه را چنانچه بايد به تصرف حاكم شابران نميدادند و آمد شد ملازمان حاكم از آسيب طبرسرانيان به آن ناحيه دشوار بود رأى صوابنماى اشرف كه هميشه در آينيه ضمير امروزش صورت فردا جلوه‌گر است بنا بر رعايت حزم و احتياط اقتضاء آن كرد كه در آن ناحيه قلعه ترتيب دهند و حكم قضا مضى بنفاد پيوست كه ذوالفقار خان بيگلربيگى شيروان با امراء عظام تا بين تا حدود طبرسران رفته در آن ناحيه قلعه در كمال متانت و استحكام ترتيب نموده ذخيره و يراق قلعه سرانجام داده فوجى از غازيان و تفنگچيان بر محافظت آن تعيين نمايد كه دست مردم داغستان عموما از آن ناحيه كوتاه باشد و طبقهء قزلباش و شيروانيان باستظهار مردم آن قلعه مرفه و آسوده حال به آن ولايت تردد و آمد شد نموده از تعرض دون صفتان