اسكندر بيگ تركمان
769
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
اعظم و سردار كرده بسرحد قزلباش فرستاده او قراقاش را بمواعظ و نصايح از آن شيوهء ناستوده بازآورده باطاعت و انقياد پادشاهى راغب ساخت و او در ارز روم سردار را ملاقات نموده ترك فتنه انگيزى كرد و در آن سفر با معدودى همراه جغال اغلى بود اما جان فولاد را در حدود حلب ترقى عظيم روى داد و از اعيان آن ولايت و تجار و مترددين مسلمان و فرنگى مال بسيار گرفته بلشكر داد . در سال ديگر كه جغال اغلى از صولت سپاه قزلباش از وان فرار نموده بصحراء موش رفت به موعظه و نصايح او را باطاعت و انقياد درآورده ايالت ولايت حلب و توابع را بجان فولاد مذكور نامزد نمود و استمالت نامهها ارسال داشته از ورود دفع فتنهء قزلباش استمداد كرد و او بدين مژده مسرور گشته ترك مخالفت كرد و وعده داد كه با قشون آراسته باردوى سردار پيوندد در روزى كه ميانهء جغال اغلى و سپاه قزلباش در حوالى تبريز محاربه اتفاق افتاد او با سه هزار سوار بطسوج رسيده بود بعد از انهزام روميه چنانچه در محل خود سمت تحرير يافته گريختگان لشكر بطسوج رسيدند جان فولاد نيز از آنجا سالك طريق فرار گرفت و در حدود خطهء وان با سردار ملاقات نمود جغال اغلى بجهة دير آمدن او مورد عتاب و خطاب گردانيده در ميان وان و ديار بكر به اشاره سردار بقتل رسيد پسر جان فولاد كه بجان فولاد اغلى مشهور گشت طبل مخالفت كوفته حلب را بحيطهء ضبط درآورد و گروه جلالى بر سر او جمع شده از ولايات حلب و آن حوالى مال بينهايت گرفته با اوباش و لوندات داد و تا موازى بيست هزار كس بر سر او مجتمع گشته لواى مخالفت پادشاه روم مرتفع گردانيد . محمد پاشا مشهور بقلندر اغلى نيز كه در سلك چاوشان درگاه عالى منسلك و بغايت بزرگ منش و بلند پرواز بود از جانب سردار حاكم خميس شد و حاكم سابق تمكين او نكرد بلكه در مقام قصد او درآمد و او اين معنى را انگيز سردار دانسته بدينجهت سپر مخالفت بر روى كشيده جلالى شد و چون جغال اغلى در ديار بكر طبل رحيل كوفته بعالم آخرت شتافت محمد پاشا را ترقى عظيم دست داد و بنهب و غارت و تخريب ولايت مشغول گشت و تا محميه برسا كه پاى تخت سلاطين سابق عثمانى بود رفته آتش قهر بر معتبرهء سلاطين عثمانى زده صندوق پوشها و قناديل طلا و نقره و حلى و زيور كورخانهء آل عثمان را تصرف نموده بلوندات داد و بىاندامى بسيار ازو و تبعهء او صدور يافت روميه بدفع او قادر نگشتند يك مرتبه لشكرى از استنبول بر سر او آمد كارى نساختند و قبل از آن طويل نامى نيز سرخيل گروهى از لواندات و ارباب طغيان گشته در ما بين حلب و ديار بكر لواى عظمت برافراخته بود و او را نيز جمعيت تمام دست داده رايت بلند نامى برمىافراشت . القصه از محميه برسا تا ارز روم تمامى ولايات اناطولى پايمال سم ستور جلالى گشته خرابى تمام بمملكتها راه يافت و سلطان احمد خان خواندگار و اركان دولت خاندان عثمانى دفع دشمن خانگى را از ديگر امور اولى دانسته بفكر دفع جلالى افتادند و مراد پاشا را كه مرد عاقل [ 543 ] روزگار ديدهء صايب رأى و تدبير بود و شمهء از احوال او گذشت وزير اعظم و سردار كرده بدفع فساد سركشان فرنگيه فرستاده بودند از اين حالات خبر دادند و او بمصلحت وقت و اقتضاى زمان با فرنگيه مدارائى كرده با جمعى حكايت صلح بميان آورده بجمعى ديگر خراج نهاد و مهمات سرحد فرنگيه را بمقتضاى عقل و دانش فى الجمله صورت ظاهر داده عود نمود و لشكر عظيم از روم - ايلى و قاپو قولى و اناطولى و منشا ايلى و قرامان و طرابلس و ساير ممالك عثمانى مرتب داشته بدفع فتنهء جلالى كمر بست و نخست بجانب حلب و دفع فتنهء جان فولاد اغلى توجه نموده پسر جان فولاد با بيست هزار كس از لوندات بمقابلهء او درآمد .