اسكندر بيگ تركمان

770

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

جنگ مراد پاشا با پسر جان فولاد جلالى و شكست خوردن جلاليها مراد پاشا كه مرد عاقل كاردان و مرحله پيماى نشيب و فراز روزگار بود در اول حال تن بمحاربه در نداده بموعظه و پند جنگ را در حيز تأخير انداخته از وعد و وعيد سخن راند و اين معنى را حمل بر ضعف و زبونى لشكر روم كرده از شرايط حزم و ساختگى حرب غافل افتاد و مراد پاشا بفنون سپاهيگرى و رعايت نام و ننگ بمرور آماده جنگ شده با قشون آراسته قدم در ميدان مبارزت نهاده جان فولاد اغلى نيز سراسيمه‌وار خود را ساختهء حرب گردانيده بمقابلهء او درآمد و بين الجانبين قتالى فاحش روى داده شكست بجانب لوندات افتاد و بسيارى از آن طبقه در معركه هيجا عرضهء تيغ فنا گشتند جان فولاد - اغلى روى از معركه برتافته خود را به شهر حلب رسانيد و در قلعه متحصن گشته بضبط برج و باره و استحكام دروازه مشغول گرديد . كشته شدن پسر جان فولاد و ساير لشكر او گريختگان معركه اكثر باردوى طويل رفته بر سر او جمع شدند و مراد پاشا در ظاهر حلب خيمهء اقامت نصب نموده بتسخير قلعه پرداخت و بتدابير صايبه و لطايف الحيل قلعه را بدست آورده از جان فولاد اغلى و جان فولاديان اثر نگذاشته ساحت آن ولايت را از خار تعرض آن طبقه پاك كرده دامن همت بدفع ساير جلاليان بر ميان زد از قضاى الهى طويل كه سركرده آن طبقه شده قوت تمام گرفته بود رخت حيات از اين جهان فانى بسراى آخرت كشيده از جنود او دو سه هزار كس محمد بيك نام برادر او را كه هنوز ملتجى نشده بود دست آويز خود ساخته بمحمد پاشا قلندر اغلى پيوستند قراسعيد نيز كه از اعراب باديه جلالى شده آوازهء شجاعت و جلادتش در روم منتشر شده بود به او ملحق گرديده طايفه جلالى همگى باردوى او مجتمع گشتند و علم دولت قلندر اغلى بالائى گرفته بهر شهر و ولايت كه رسيد آنچه خواست گرفت و بپاى هر قلعه كه وارد گشت آنچه از سپاهى و رعيت طلب نمود جز دادن چارهء نيافتند و مراد پاشا كه در آن سال با آن طبقه مدارائى كرده در همان حدود قشلاق نموده متوجه دفع ايشان نشد . در اين سال كه پيچىئيل موافق ست و عشر و الف است عساكر روم را فراهم آورده بجانب جلاليان در حركت آمد و قلندر اغلى نيز با امراء و سرداران و بلوك باشيان كه مقدم ايشان قراسعيد عرب و برادر طويل و كرد حيدر و آغا جدن بيرى و ككج محمد و حسين بيك از ماوت و قراحسين جنگ مراد پاشا با جلاليان و مغلوب شدن جلاليان و تومال عيسى و غير ذلك بودند بمحاربهء او توجه نموده كوچ بر كوچ بجانب اردوى سردار روانه شدند چون بارها باروميه جنگها كرده با اندك مردمى بسيارى از ايشان را شكسته بودند در اين مرتبه نيز زياده حسابى از روميان نگرفته در كمال نخوت و غرور طى مسافت مينمودند تا بين - الجانبين بعد بقرب انجاميد و مراد پاشا از جلادت و دليرى جلالى انديشيده فراز كوهى را جهة اقامت اردو اختيار نموده خود را به بلندى كشيد و عرابه و زنجير در دامنهء كوه كه پيش روى هر دو لشكر بود كشيده قرار داده بود كه بتدريج با آن گروه جنگ كند و بلطايف الحيل تفرقه در ميان