اسكندر بيگ تركمان

763

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

وقايع سنهء پيچى ئيل كه بعضى موافق ست عشر و الف و بعضى مطابق سبع عشر و الف كه سال بيست و دويم جلوس اقدس شاهنشاهى است نوروز فيروز اين سال خجسته آغاز سعادت انجام در پنجشنبه سيم شهر ذى الحجة الحرام بفرخى و فرخندگى اتفاق افتاد طراوت ايام بهار نزهت بخش گلشن روزگار گرديد و عالم پير كه از دمسردى دى فسردگى يافته بود نشاط جوانى از سر گرفت حضرت اعلى شاهى ظل اللهى در ولايت مازندران عشرت نشان مسرت پيرا بوده بسير و شكار مشغولى داشتند و بعد از آنكه هواى مازندران از درجهء اعتدال تجاوز نموده [ 538 ] روى بگرمى آورد نشاط سير و شكار حدود صفاهان در خاطر اقدس پديد آمده سايهء عاطفت بر مفارق متوطنان آن ديار گستردند و از آنجا با تماميت امراء و اعيان بييلاقات كهيز النك و فريدون تشريف برده چند روز در آنحدود عشرت پيرا بودند و در آن ايام اخبار مسرت آثار از جانب دار السلم بغداد رسيد كه موجب بهجت و شادمانى گشته همگنان بفتح بغداد و بدست درآمدن آن خطه ارم بنياد اميدوار شدند اما بر حسب كلام « الامور مرهونة باوقاتها » هر امريرا زمانى مقدر است و هنوز زمانه ادراك آن زمان نكرده بود قضيهء فتح بغداد در عقدهء تعويق افتاد بمنصه ظهور نرسيد . شرح اين سرگذشت قبل از اين به سمت گزارش يافت كه بعد از فوت ازون احمد محمد پاشا پسرش شعار دولتخواهى دودمان عثمانى ظاهر ساخته اركان دولت آنخانواده پسران او را در ازاء دولت خواهى و گرفتارى پدر تربيت فرموده خاطر ايشان را از اعمال سابق پدر اطمينان بخشيدند و منشور حكومت بغداد باسم محمد پاشا و سنجقى حله باسم برادرش مصطفى پاشا فرستاده ايشان را به اطاعت و انقياد دودمان آل عثمان راغب ساختند و محمد پاشا طريق اطاعت و انقياد مسلوك داشته تمامت عراق عرب را ضبط نموده كمال استقلال يافت اما به جهت آنكه بر لشكر بغداد مسلط باشد ملازم خاصه بسيار كه در ميان روميه سگبان مشهور است بهمرسانيده اكثر منافع و مداخل هوائى بغداد بعلوفه و مرسومات سگبانان مصروف ميگشت بدينجهت علوفه و تيمار زعما و لشكريان بغداد نقصان پذيرفت و عظماى لشكر با او دل دگرگون كرده در مقام غدر درآمدند و از كثرت سگبانان او اقتدارى كه يافته بود صريحا قدرت بر دفع و رفع او نيافته با يكدو نفر از چهرگان مواضعه نموده بقتل او اغوا نمودند و چهرگان در هنگام فرصت او را در كوشك نارين قلعه كه خلوت خاص او بود مقتول گردانيدند و سگبانان بر سر مصطفى پاشا برادرش جمعيت نموده بحكومت بغداد رقم اختصاص كشيدند و او دست به خونريزى برآورده جمعى را كه مظنهء خلاف و فساد به ايشان داشت از ميان برداشت و اموال و اسباب ايشان را بسگبانان قسمت نموده قوت قدرت زياده از برادر يافت و لشكريان بغداد از او خايف و