اسكندر بيگ تركمان
738
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
يافته مجددا طوق انقياد بر گردن جان نهاده متقبل شده بودند كه در ازاء كم خدمتيها و تقصيرات سابقه بتخصيص خدمات شيروان بهر خدمتى كه مأمور كردند بندهوار كمر خدمت گزارى بر ميان بسته بتلافى مافات قيام و اقدام نمايند . در اين وقت حكم جهانمطاع بنفاذ پيوست كه طهمورث خان با جنود آراسته بپاى قلعه شماخى آمده بخدمات مرجوعه قيام نمايند و او باغواء چندى از مفسدان كه پيوسته آن جاهل نادان را از طرق مستقيم منحرف ساخته از آمدن بدرگاه فلك اشتباه متقاعد مىساختند بمعاذير مموهة تمسك جسته استدعا نمود كه او را از ملازمت عتبه عليا در اينوقت معاف دارند كه لشكر آنچه مقدور و ميسور او بوده باشد با والدهاش ديدى بال كه رتق و فتق مهام مملكت با اوست بفرستد حضرت اعلى فرمودند كه ما را در ايجاب ملتمس او مضايقهء نيست اما نيامدن او مبادا در نظر ظاهر بينان مشتبه بعدم اخلاص و انقياد گشته همگنان او را بعصيان متهم دارند و موجب رسيدگى ديگر حكام اطراف گشته بهانهها پيش گيرند مناسب آنست كه خود سباى بطريق ايلغار آمده ملازمت نمايند و رخصت معاودت يافته بعد از رفتن خود لشكر آن چه تواند با والدهاش بفرستد در اين مرتبه بتحريك مفسدان عذرهاى ناموجه گفته توفيق سعادت خدمت نيافت بعد از چند روز والدهاش با فوجى از جنود گرجى كه نيك و بد يكهزار نفر بيش نبودند باردوى معلى رسيده در محل مناسب نزول نمودند خاطر خطير اشرف اگرچه از اين حركت ناهنجار غبارى داشت بنا بر مراعات خاطر آن عفت قباب او را بتعظيمات شاهانه معزز و سربلند گردانيدند و او بملاقات پردگيان سرادق سلطنت فايز گشته مشمول نوازش و انعطاف گرديد . اما چند گاه كه جنود گرجى در اردوى معلى بودند به هيچ خدمتى مأمور نشدند و هم - چنين حكام داغستان و ميرزادههاى چركس بدرگاه جهان پناه آمد و شد آغاز نهادند برادران رستم خان و اوسمى خان قتياق و على بيك زاخورى و معصوم خان والى طبرسران و امثال ذلك بملازمت سده سلطنت مشرف گشته جبين اطاعت بر زمين نياز سودند . چون مردم داغستان كه عموعا وحشى صفتان مردم نمااند در وحشت آباد نامردمى نشو و نما يافته از شاهراه انس و الفت دورند معصومخان بىجهتى توهمى به خود راه داده بيرخصت از اردوى همايون رفته راه طبرسران پيش گرفت حضرت اعلى خلاع فاخره و منشور عنايت از عقب او فرستاده خاطر او را از اين حركت ناهنجار كه او صدور يافت اطمينان بخشيدند . خراب شدن ايوان شاهى در روز عيد اضحى در خلال اين احوال [ 519 ] از حوادث روزگار و طوارق ليل و نهار امرى غريب در بارگاه اعلى بوقوع پيوست . تبيين اين مقال آنكه در روز يكشنبه عيد اضحى حضرت اعلى در ايوانى كه استادان نجار به چوبها و ستونها در جنب ديوانخانه همايون ترتيب داده به نى پوشيده بودند به ترتيب مقدمات جشن اشاره فرموده جشنهاى گوناگون گستردند فرمانبران در صدر مجلس جهت جلوس همايون مسند شاهانه و اورنك پادشاهانه نصب نمودند و صدور عظام و علماء اعلام و امراء و وزراء و اركان دولت بر در كرياس گردون اساس جمع آمده منتظر بودند كه بشرف عتبه بوسى مشرف گشته زبان بتهنيت عيد و مباركبادى آن روز سعيد گشايند قريب بظهرى كه هنگام بيرون آمدن حضرت اعلى بود مقرر شد كه حاضران