اسكندر بيگ تركمان

734

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

بمحاصره قيام نمودند بعضى از صواحب بادكوبه بدلالت بخت بيدار شعار دولتخواهى اين دودمان اقدس ظاهر ساخته رفته رفته مردم را بجانب خود آورده با يكديگر مواضعه نموده قصد گرفتن كوتوال و حارسان كردند و هنوز خاطرشان از مواضعهء مذكور و اتفاق اهالى آنجا جمع نشده بود كه كوتوال قلعه و ملازمان او گمان زد غدر گشته دست تطاول دراز كرده در مقام سركشان درآمدند و ارباب مواضعه تفرس نمودند كه روميان از مواضعهء ايشان فى الجمله آگاهى يافته‌اند پيش دستى كرده با اتباع و موافقان و مردم خود بر سر كوتوال رفته او را بدست درآوردند و تبعهء او را جابجا گرفتند و هر كس در مقام ستيزه درآمد بقتل آوردند و جمعى از مردم بومى كه ملازمت روميه اختيار كرده صاحب كدوك و تيمار شده بودند از خوف در مقام مدافعه در نيامده در گوشه‌ها خزيدند و حقيقت اين دولتخواهى را بپايهء سرير اعلى عرض كرده متعاقب گرفتاران را با سرهاى مقتولان بدرگاه ملك آشيان آوردند و در ازاء اين نيكو خدمتى بنوازشات شاهانه سربلند گشته اكثر آن قوم را بخلاع گرانمايه و انعامات و سيورغالات امتياز بخشيدند اموال و اسباب و متملكات مخالفان كه بحيطهء ضبط مردم بادكوبه درآمده بود بانعام ايشان شفقت شد و قلعه بدان متانت و استوارى بدين آسانى بدست درآمده حارس و نگهبان تعيين يافت . چون دولتخواهى صواحب بادكوبه در ولالت شيروان اشتهار يافت اهالى دربند را نيز با آنكه اكثر ايشان ملازم روميه شده در سلك سپاهيان منتظم بودند اين هوس در ضمير جايگير آمده در مقام دولتخواهى درآمدند ولد خواجه محمد دربندى كه پدرش در زمان حضرت شاه جنت بارگاه در شيروان خدمات پسنديده بجاى آورده از جمله دولتخواهان و منظوران انظار شققت جنت مكان بود زياده از ديگران در اين امر ساعى گشته شعار دولتخواهى ظاهر ساخت و چون در ايامى كه الكاء گنجه مضرب سرادقات جاه و جلال بود اوسمى خان قيتاق كه هميشه نسبت به حضرت اعلى راه اخلاص مىسپرد [ 516 ] برهنمونى قايد بخت و دولت بعتبهء عليه سدره مرتبت آمده كمال اخلاص و يكجهتى بظهور ميآورد و عنايت شهريارى شامل حال او گشته نويد ايالت الكاء دربند به او داده بودند و او از يورت آل كيت چائى رخصت انصراف يافته با منشور ايالت دربند روانه شده بود . در اين هنگام كه صواحب دربند سر از اطاعت روميه پيچيده راه متابعت اين دودمان اقدس پيمودن گرفتند كس نزد اوسمى خان فرستاده او را طلب داشتند و او با دويست سيصد نفر از مردم قيتاق بدربند رسيد اهالى شهر شعار شاهى سيونى ظاهر ساخته دروازه گشوده او را به شهر در - آوردند حسن پاشا كرز مشهور را كه در آن اوان بنويد پاشائى و حكومت دربند متقبل نگهداشت قلعه مزبور شده بود از وقوع اين حال مضطرب گشته خود را بنارين قلعه كشيده با شصت هفتاد نفرى كه رومى الاصل و محل اعتماد بودند نارين قلعه را حراست نمودند ولد خواجه محمد دربندى فتح دربند با جمعى از صواحب دربند و چندى از ملازمان اوسمى خان بپايهء سرير سلطنت مصير آمده بسعادت ملازمت همايون استسعاد يافتند و حضرت اعلى در ازاى اين نيكو خدمتى آن جماعت را بخلاع فاخره و انعام مرصع آلات سربلند گردانيدند و متوجهات املاك ايشان را بسيورغال عنايت فرموده مردم شهر را از تكاليف ديوانى معاف و مرفوع القلم گردانيدند و منشور عاطفت باسم اوسمى خان عز صدور يافته او را بسلوك طريق پسنديده ترغيب نموده در سفارش عجزه و زيردستان مبالغه فرمودند و منوچهر بيك غلام خاصه شريفه كه بوفور كاردانى معروف با جمعى از تفنگچيان جغتاى و خراسانى و عراقى و بافقى تعيين يافت كه