اسكندر بيگ تركمان

726

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

لشكريان شيراز بقتل رسيد اموال و اسباب آصفى در آن واقعه بتاراج حادثات رفت اما يعقوبخان بعد از ملاقات آن عاليجناب را در مقر عز خود مأوى داده همراه خود بشيراز برد و بعد از آنكه قضاياى مذكور بعرض عاكفان سدهء جلال رسيد و رايات جهانگشاى شاهى ظل اللهى در دار السلطنهء اصفهان مرتفع گرديد حضرت اعلى در ازاء خدمات موروثى و نيكو خدمتيهاى سابق و لاحق كه از ايشان بظهور آمده بود در مقام تربيت جناب آصف صفات درآمده قورچى بطلب ايشان فرستادند . يعقوبخان كه از بادهء هوش رباى غفلت سرمست شده بود بتوهم آنكه مبادا طلب او بجهة تحقيق خزاين و اسباب بيكتاش خان بوده باشد فكرهاى بيحاصل و انديشهاى تباه به خود راه داده در فرستادن متفكر و متردد بود چون كارفرمايان قضا و قدر چندين امور خير و كارهاى شگرف در ذات كامل - الصفاتش بوديعت نهاده بودند كه در خدمت اين خديو زمان بر صحيفهء دوران رقم كلك ظهور گرداند و بس عقده‌هاى مشكل كه در اين دولت ابد بنيان بمفتاح رأى كشور گشايش گشوده گشته نقاط اقلام عنبر فامش خال رخسار سلطنت و نتايج كلك بدايع نگارش زيور نگارستان دولت گردد اثرى بر انديشهاى باطل او مترتب نگشته جز فرستادن چارهء نيافت و آن جناب برفاقت قورچى در حمايت الهى روانه سرير اعلى شاهى شده در دارالسلطنهء اصفهان بسعادت پاى بوسى اشرف و عز مجالست خلد آئين استسعاد يافت . در وقتى كه فرهاد خانرا از شيراز به جهت انتظام مهمات دار الامان كرمان و دفع فتنهء يوسفخان افشار بنوعى كه در محل خود گزارش يافته نامزد فرمودند جناب آصفى را كه صاحب وقوف مهمات كرمان و سالها در ميانهء طايفهء افشار و مشير و مؤتمن بود همراه فرهادخان كرده انتظام مهمات آن ولايت را براى صوابنمايش منوط گردانيدند و آن دستور صايب رأى خدمت مرجوعه را بر وجه دلخواه صورت انجام داده در شيراز بسعادت آستان بوسى سرافراز گرديده و حضرت اعلى آثار خرد و هوشمندى در ناصيهء احوالش مشاهده فرمود در مقام تربيتش درآمدند و نخست بمنصب جليل القدر استيفاء ممالك محروسه معزز و سربلند گشته ششماه در كمال استقلال به آن مهم پرداخت اگر سمت استيفاء داشت اما بيمن توجهات شاهانه اكثر امور وزارت ديوان اعلى ازو متمشى ميشد و يوما فيوما پايهء قدر و منزلتش درجهء ارتفاع مييافت تا در اول نوروز توشقان ئيل مطابق الف من الهجرة بمنصب وزارت ديوان اعلى ارتقاء يافته تمامى مهمات مالى و ملكى ممالك محروسه براى عقده گشاى آن دستور صافى ضمير مفوض گرديد چنانچه در محل خود تسطير پذيرفته هر چند سطرى از اوصاف كمال و صورت احوال حميده خصالش در صدر داستان بدستيارى قلم دو زبان پرتورقوم انداخته چون محل مناسب و اخلاص قوى بود قلم بىاختيار بتكرار پرداخت . مجملا آن عاليجناب از كمال صدق و غايت اخلاص موروثى نطاق دولتخواهى بر كمر همت بسته در عرض مدت وزارت خدمات پسنديده و كارهاى شگرف در راه اين دولت ابد پيوند بمنصه ظهور رسانيد وجود فايض الجودش باعث رفاه حال عالميان و سرمايهء استقامت احوال ايرانيان گرديد رسم مذموم جرم و جرايم كه وزراى سابق در ضمن رشد و كفايت خود شايع ساخته موجب تفرقهء خاطر خلق الله بود و در ميزان عدالت و دارائى و مقياس نصفت و ملك آرائى همايون اعلى ناسنجيده و ناپسنديده مينمود بميامن [ 510 ] الطاف شاهانه از ميانهء خلايق برانداخت و خيرخواهى او نسبت بكافه انام متساوى در آداب نصفت و داددهى دستور و در قاعدهء حساب‌دانى و انتظام امور ديوانى كرده اوقدوه و قانون بود چند مرتبه كه از جانب اشرف اعلى بخدمات مأمور گشته از موكب همايون دورى جست آن خدمت را بوفور اخلاص و