اسكندر بيگ تركمان

704

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

خود ساخته خود را از غرقاب بلا بساحل نجات رسانيد تا آخر روز بضد انديشه و بيم گذرانيده و هنگام غروب راه فرار پيش گرفت علامت روز رستخيز در ميانه معسكر پديد آمد فوج فوج قطع تعلق از متملكات [ 493 ] خود كرده مقيد برفاقت سردار نشده در طى وادى فرار بر يكديگر سبقت ميجستند در باستانى نامه‌هاى شهرياران و الا شكوه سمت وضوح دارد كه چون دشمن راه فرار جويد آن را مسدود گردانيدن آئين فتوت و لايق پادشاهان صاحب مروت نيست بلكه ممانعت نكردن بصلاح دولت اولى است . بيت چو دشمن ره چاره جويد غمين * مشو مانع چاره جويان ز كين مجملا آخر همانروز عزيمت روميان سمت ظهور يافت حضرت اعلى على قليخان را به جهت تحقيق اين حال فرستادند كه بر كما هى احوال اطلاع يافته عرض نمايد مشار اليه پذيراى فرمان گشته وقت غروب و هنگام افروختن مشاغل بحوالى اردوى روميان رسيده روشن شد كه در آن اردو بجز دو سه بيمار و يار نمانده پاسى از شب گذشته بود كه معتمدى از جانب عليقلى خان رسيده و از فرار سردار خبردار نمود . چون آداب و قاعدهء سلاطين نبوده و نيست كه در شب بنفسه تعاقب دشمن نمايند و حضرت اعلى تجويز تعاقب در آن شب ديجور نفرمودند . اما جمعى مردم فرومايه و اوباش قزلباش بطمع اخذ غنيمت سر در پى ايشان نهاده الاغان و شتران باردار كه بعضى فرومايگان قطع تعلق ننموده همراه برده بودند ميگرفتند و بهر كس مىرسيدند بقتلش ميپرداختند از علامات ادبار كه به آن طايفه روى آورده بود گروهى از ايشان كه قريب پانصد نفر بودند شب راه گم كرده صبح بميان باغات قصبهء طسوج در آمدند و شخصى از مردم آن‌جا را بدست آورده بزر فريفته‌اند كه راهنمائى كرده طريق سلامت و راه بيرون شد بديشان نمايد آنشخص از اخلاص و يكجهتى اين دودمان آن گمگشتگان وادى سلامت را به راه بلا رهنمون گشته بميان ميدان قصبه طسوج آورده طسوجيان را خبردار ميسازد رعايا هجوم آورده بيرون شد را گرفته شروع درگرفت و گير و قتل و كشش مينمايند روميان را بنوعى دست از كار مانده بود كه يك نفر رعيت بى يراق بضرب چوب و مطراق سه چهار رومى با يراق را پيش انداخته اسلحه و يراق از ايشان گرفته به قتلش ميپرداخت . القصه آن سرگشتگان باديهء حيرت و سرگردانى بالتمام معروض تيغ انتقام طسوجيان شدند و ما يعرف ايشان نصيب آن جماعت شده تا سلماس و الباق اكراد نيز با روميه بدين شيوه عمل نموده اگر از سر حياتشان ميگذشتند از رخوت و لباسشان نميگذشتند . مجملا نصف شب بر عموم سپاه قزلباش ظاهر شد كه سردار فرار نموده به جهت نهب و غارت اموال و اسباب روى بجانب اردو و اغرق روميه آورده تا صبح گرد از آن اردو برآوردند جمعى كه پيشتر از ديگران رفته بودند نقل مينمودند كه خيام مفروش و صناديق چيده و شتران در برابر خيمه‌ها خوابيده در اكثر آنها طويله هم بقاعده مقرر كشيده بود چنان مفهوم ميشد كه جمعى كه در جنگ مقتول و گرفتار گرديده‌اند يا از جنگ گاه فرار نموده‌اند خيمهء ايشان بيصاحب مانده ديگرى