اسكندر بيگ تركمان
455
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
مرتبه بجهة تنبيه و آگاهى فراخور حال جرايم حواله نموده بانعام جمعى از ملازمان درگاه قورچيان كه درآمدن يساق بر آمدن سبقت گرفته محنت سفر و يساق كشيدهاند دهند كه فى الجمله موجب تنبه و آگاهى آن جماعت بوده بعد اليوم هر گاه جار و يساق واقع شود اگر به آن متنبه نشده احدى از يساق تخلف نمايد درين مرتبه بعقوبات گوناگون گرفتار آيند فرمانبران حسب الامر الاعلى به عمل آوردند و الحق اين معنى باعث آن شد كه هر گاه يساقى واقع ميشد جميع طوايف قزلباش و مردم ايل و اويماقات از بيم مؤاخذه و سياست پادشاهى بلاتعقل پياده و سوار بىاخبار و صدور حكم احضار روى به راه آورده سعى مينمودند كه در رسيدن موكب ظفر قرين بر يكديگر سبقت داشته باشند و چنانچه در صحيفهء اول در خلاصهء اطوار همايون اشعارى بر آن شده اين قاعده در زمان دولت همايون شاهى در ميانهء لشكر استمرار دارد و از بيم سياست و غضب پادشاهى احدى تخلف نميتواند كرد . القصه بندگان حضرت اعلى اركان دولت قاهره را بدين خدمات مأمور فرموده خود جريده با چند نفر از ندما و مقربان و ملازمان خاصه بدار السلطنهء اصفهان تشريف برده زمستان را در آن بلده جنت نشان بعيش و خرمى گذرانيدند راقم حرف درين سال سعادت خدمت اين آستان يافته در سلك منشيان عظام انتظام يافت و چون ارباب مناصب در قزوين توقف داشتند ذره حقير حسب الامر الاعلى در ركاب مقدس باصفهان رفته بخدمات انشاء قيام داشت و از آن تاريخ بغلامى آن حضرت سرافراز است . گفتار در محاربهء امراى افشار لشكر كرمان با امراى اوزبكيه در تون خراسان و ظفر يافتن بتوفيق ملك منان در اول اين سال كه رايات نصرت آيات بعد از فتح گيلان بجانب خراسان در حركت آمد و قورچيان باحضار عساكر ممالك تعيين شدند وليخان و اسمعيل خان امراء كرمان را با عموم طايفهء افشار آن ولايت حكم شده بود كه از راه يزد و طبس بخراسان درآمده باردوى ظفر قرين پيوندند و چون امراء مذكور با لشكريان كرمان حسب الفرمان قضا جريان روان گشته بطبس رسيدند مصطفى بيك كنگرلو حسب الامر الاعلى حاكم تون و طبس بود و جماعت اوزبكيه بر آن حدود مستولى شده ولايت تون و قلعهء آنجا را متصرف شده بودند درين سال كه آوازه وصول موكب همايون شاهى در خراسان شيوع يافت مصطفى خان بعزم استرداد ولايت تون با دويست و پنجاه نفر كما بيش از غازيان استاجلو و غيره ملازمان خود كه همگى مردم دلير مردانه بودند از طبس بر سر تون رفت و شهر - بند قلعهء تونرا از اوزبكيه گرفته قوزى ميرزا را كه حاكم تون بود در ارك محاصره نمود محصوران ارك كس بهرات فرستاده استمداد نمودند مير قلبابا كوكلتاش حاكم هرات و دين محمد سلطان خواهر زاده عبداللّه خان مشهور به يتيم سلطان موازى يكهزار نفر از بهادران نامى جنود اوزبكيه بسركردگى ناجولى بهادر بدفع لشكر قزلباش و كومك و امداد قوزى ميرزا و محصوران قلعه تون فرستادند مصطفى خان كه مرد شجاع دلير و مردانه بود و مكررا با مردم اندك با فوج كثير اوزبكيه محاربات عظيم نموده بود از خبر وصول آن گروه انبوه انديشه نكرده پاى ثبات و قرار استوار داشت اما بعد از آنكه بمقابله آن گروه شتافت و آغاز محاربه نمود دانست كه تاب مقاومت ندارد و لشكريانش در معرض تلفند