اسكندر بيگ تركمان

378

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

توقيع سلطنت و پادشاهى ممالك فسيحة الممالك ايران كه خلاصهء ربع مسكون و بهترين عرصهء جهانست از زمره شاهزادگان اين دودمان صفوت نشان بنام نامى آن خسرو عاليقدر بلند مكان [ 250 م ] زيب و زينت يافته و منشور اين موهبت عظمى باسم سامى آن سلطان سلاطين نشان توشيح و تزيين پذيرفته بعد از آنكه آن نزهت آباد ارم نهاد كه ممدوح جمهور صاحب خردان عالم تمييز است از خشك سال حوادث زمان پژمردگى يافته گلشن احوال ساكنان آن ديار از سموم هموم بىطراوت شده بود از ابتسام صبح اقبال و انتسام نسيم عنايت ذوالجلال و زلال كوثر مثال بهترين جاه و جلال آن حضرت طراوت تازه و نكهت بىاندازه يافته نضارت و خرمى از سر گرفت و همچنانچه در صحيفهء اول نگاشتهء كلك بيان گرديد مقر سلطنت روز افزون و مستقر خلافت ابد مقرونرا بورود موكب مسعود رشك دارالخلود گردانيده اعادى مخذول العاقبه كه خس و خار گلشن هميشه بهار دولت ابد پيوند آن حضرت بودند از نايره قهر قهرمان زمان سوخته راه عدم گرفتند و آن حضرت بعنايت واهب منان و تفويض والد عاليشأن بىمانع و منازعى بر مسند فرمانروائى ايران و تخت فيروز - بخت آبا و اجداد عاليمكان تكيه زده جميع طوايف قزلباش كه سرگردانان باديهء حيرت و بيسرانجامى بودند وجود گرامى آن حضرت را گزين هديهء از هداياى آسمانى و بهين عطيهء از عطاياى يزدانى دانسته از ميمنت قدوم فرخنده لزومش آثار بشاشت و خرمى بظهور آورده غلغله بشارت و مباركباد از خاكيان بملكوتيان افتاد فراز منابر و وجوه دنانير باسم و لقب همايونش آرايش يافته صيت سلطنت و پادشاهى و آوازه خلافت و شاهنشاهى آن برگزيده الهى در اقطار آفاق اشتهار يافت خلايق از اطراف و جوانب روى ارادت بدرگاه كيوان اشتباهش آورده پيشكش و نثار ايثار مينمودند و زبان حال كافهء انام بدين مقال گويا بود : شعر شها ملك و دولت بكام تو باد * فلك پيرو و بخت رام تو باد مبارك بود بر تو تاج شهان * كه بر تست زيبنده تخت كيان بر آراى اورنك فرماندهى * كه هستى سزاوار شاهنشهى بود از عنايات پروردگار * قضا با تو رام و قدر با تو يار بعمر طبيعى رسد سال تو * بود گيتى افروز اقبال تو بمانى بفرخندگى و جلال * بر اورنگ شاهى صد و بيست سال تاريخ جلوس ميمنت مأنوس آن حضرت را مستعدان عراق « ظل الله » يافته‌اند و بدين طريق در رشتهء نظم كشيده شده : تاريخ كرد بر مسند شهنشاهى * چون جلوس آن شه همايون گاه بود چون سايهء خداى جهان * سايه انداخت بر عباد الله