اسكندر بيگ تركمان

409

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

ذكر وقايع اودئيل تركى كه سال سيم جلوس همايونست مطابق سنهء ثمان و تسعين و تسعمائة بهار شد كه دگر راه بوستان گيريم * ز بادهء عنبى رنگ گلستان گيريم گهى به ياد بتان سرو را نظاره كنيم * گهى ز شوق لب جام ارغوان گيريم در اين سال نوروز جهان آرا بفرخى و فرخندگى در سيم شهر جمادى الاولى نهصد و نود و هفت اتفاق افتاده خسرو سيارگان چون موكب شاه جهان در برج شرف نزول نمود شعر ز شوق گل به صد افغان كشيد مرغ صفير * چو عهد شاه جهان تازه گشت عالم پير موكب همايون شاهى ظل اللهى بمقر سلطنت ابد قرين رسيده بكامرانى بروسادهء دولت و اقبال متكى گشت و منصب رفيع القدر وزارت ديوان اعلى بميرزا لطف اللّه شيرازى كه وزارت نواب غفران مآب جهانبانى به او مرجوع بود و درين هنگام بوزارت سركار عليهء عاليه قيام مينمود تفويض يافته قامت قابليتش را بتشريف گرانمايهء اين مرتبهء عظمى آراسته گردانيده زمام مهام ديوانى را به كف كفايت او دادند و بندگان حضرت اعلى شاهى ظل اللهى ايام بهار را در دار السلطنهء قزوين بعشرت و شادكامى گذرانيده بجهة رفع مكاره زمان و اقتضاى ايام شباب كه بهار زندگانى است در باغ و بوستان از سير و صحبت گلرخان كام ستان بودند اما در لباس عشرت و نقاب غفلت صورى كه بر چهرهء آگاهى افكنده بودند چون آگاه دلان خردپرور بانتظام مهام ممالك كه بغايت مختل گشته بود پرداخته لحظهء از تدابير امور ملك دارى غافل نبودند و چون شرط مصالحه روميان و فرستادن شاهزاده و مناقشه نكردن محالى بود كه به تصرف آل عثمان درآمده باشد و اين معنى بر طبايع شاه و سپاه گران بود اما رأى اصابت انتما بمقتضى عقل دوربين عمل نموده رضا به آن دادند زيرا كه از دو طرف دو پادشاه عاليجاه روى بممالك ايران آورده بودند و هنوز بىاتفاقى در ميانهء طوايف قزلباش واقع بود و از بيكتاش خان حاكم يزد آثار خلاف بظهور ميرسد و طايفهء ذوالقدران فارس بتحريك و اغواى بيكتاش خان در مقام سركشى و خودسرى بودند و بعضى از امراء ارشلو كه در كوه گيلويه اقامت داشتند و تا غايت اطاعت سالبة بظهور رسانيده بودند و حسن خان افشار كه در كوه گيلويه بخودسر حاكم گشته آن ولايت را متصرف بود بازگشتى بدرگاه جهان پناه نكرده بود و سركشان اكناف و ولاة اطراف ممالك ايران كه هميشه حلقهء اطاعت در گوش داشتند از تاريخ فوت شاه جنت مكان تا حال كه پانزده سال است هر يك در مقر حكومت خود لواى اقتدار