اسكندر بيگ تركمان

581

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

را كه همراه داشت غارت كردند و اسب و يراق از غازيان گرفته برهنه سر ميدادند تا آنكه در خراسان طغيان اوزبكيه واقع شده ولايت نسا و ابيورد و درون و باغباد كه بولايت كبود جامه استرآباد اتصال دارد به تصرف امراى اوزبكيه قرار گرفت و عبداللّه خان اوزبك ولايت خوارزم را تسخير نموده حاجى محمد خان والى آن ولايت را بيرون كرد . حضرت اعلى بملاحظهء آنكه مبادا سرخيلان الوس صاين خانى اطاعت اوزبكيه نموده بوساطت و اغواى ايشان اوزبكيه بولايت استرآباد تسلط يابند و فتنهء ايشان بمازندران سرايت نمايد باقتضاى زمان و حسن تدبير با آنطبقه تلطف آغاز نهادند و از زمرهء آن گروه عليار بيك ايمور كه از ديگر سرخيلان قبايل صاين خانى بمزيد اعتبار امتيازى داشت و در حوالى مبارك آباد ميبود و بوساطت ميرزا بيك ولد مير ضياء الدين فندرسكى كه مرد دولتخواه صلاح انديش بود بخدام آستان خلافت مكان شاهى اظهار اخلاص و دولتخواهى مينمود حضرت اعلى بنابر صلاح دولت قاهره او را برتبهء خوانى سرافراز فرموده منشور حكومت استرآباد باسم او فرستادند اما سرداران سياهپوش زياده تمكين او نميكردند و او با ايشان بمدارا سلوك كرده به همين قدر راضى بود كه نايبى از او در شهر نشسته سمت حكومت داشته باشد و خود در كنار رود گرگان و ميانهء ايل بسر ميبرد . بعد از فوت او محمد يار خان پسرش بدرگاه جهان پناه آمده بجاى پدر منصوب گرديد و طبقهء اوخلو با او در مقام خلاف درآمده بالاخره او در دست جماعت اوخلو بقتل رسيد قليج خان برادر كوچكتر بپايهء سرير اعلى آمده منشور ايالت استرآباد حاصل كرد مهم او نيز از طغيان و بىاعتدالى گروه اوخلو تمشيت نپذيرفت تا در اين سال كه رايات نصرت آيات شاهى بتسخير خراسان در حركت آمد در چمن بسطام نزول اجلال واقع شد متوجه ضبط ولايت جرجان [ 401 ] شده حكومت آنولايت بفرهاد خان كه حاكم مازندران بود تفويض يافت و او داروغهء خود چنانچه سابقا مذكور شد به آن ملك فرستاد . چون طنطنهء ظفر آيات شاهى در آن حدود بلند آواز گشته تزلزل در بنيان ثبات و قرار متمردان خود ستاى افكنده بود و تمامت مازندران كه بولايت استر آباد پيوسته به تصرف قزلباش درآمده بود سرداران سياهپوش از تمرد انديشيده جز اطاعت چاره نيافتند و بدرگاه جهان پناه آمده در سفر خير اثر خراسان مرافقت اختيار نمودند و بعد از قتل فرهاد خان حكومت آن ولايت بحسنخان زياد اغلى قاجار نامزد شد . چون به جهت دفع فتنهء اوخلو متمردان يقه تركمان و نظم و نسق استرآباد توجه موكب همايون بدان صوب پيشنهاد همت و الا بود درين وقت كه دشت بحريان محل نزول اردوى سعادت نشان گرديد اكثر اغرق اردو و سياهى لشكر را از راه بسطام بعراق فرستاده با خلاصه ملازمان ركاب اقدس و امراى عظام روى توجه به آن صوب آوردند جهت اطمينان قلوب طايفهء يقه تركمان محمد قلى بيك امير - آخور باشى چغتاى را كه از مقربان بساط عزت بود نزد قارى خان مير اوخلو كه در سمت راه اقامت داشت فرستاده احكام استمالت باسم قبايل تركمان عز صدور يافت كه چون ايشان از قديم الزمان بسلاطين خوارزم تعلق دارند و اكنون حاجى محمد خان پادشاه خوارزم و اولاد او كه از حوادث روزگار پناه بسايهء دولت شاهى آورده مدتى در ظلال اقبال همايون بسر ميبردند بيمن معاونت و معاضدت همايون ما مجددا بر مملكت موروث استيلا يافته خود را از منسوبان همايون ما ميشمارند و فى الحقيقه منسوبان