اسكندر بيگ تركمان

528

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

اعتقاد پسنديده درگاه الهى نبود نيرنك ساز ازل چنين نيرنگى نمود تا بر عالميان ظاهر شود كه آن جسد مبارك شايسته استخفاف و سزاوار سوء ادب نيست . بالجمله دوستم بهادر و رضا قلى بيك هر دو در سلك ملازمان درگاه انتظام يافته زياده از مأمول بانعامات وافر سرافراز شدند و حكم شد كه جميع امراء و اعيان قزلباش و هواخواهان اين سلسله عليه در رعايت ايشان تقصير ننمايند مطاياى آمال ايشان بانواع عطايا گرانبار گرديد و آن نعش مطهر را بجانب عتبات عاليات نقل فرموده در يكى از اماكن شريفه كه بمصلحتهاى نهانى تصريح آن لازم نبود مدفون گشت . اما بعد از فتح خراسان راقم حروف از شيخ حسن حفار شنيدم كه ميگفت دست نامحرم بر حريم قبر مبارك شاه جنت مكان نرسيده مصراع « به همان مهر و نشانست كه بود » و آن نعش كه آورده‌اند نعش يكى از سادات روضه مقدس منور معطر بود كه ببركت روح مطهر شاه جنت مكان از شر اعادى مصون مانده در چنان مكان شريفى مدفون گشت مصراع « زهى سعادت دنيا و دين زهى توفيق » بيان وقايع متنوعه كه درين سال بتقدير خالق عباد روى داد در اين سال ايلچيان از اطراف و جوانب عالم بدرگاه عالم پناه آمده بعضى در قزوين و بعضى در اصفهان سعادت بساط بوس دريافتند و در درگاه معلى از ايلچيان و مهمانان مجمعى دست داد كه در سنوات ماضيه كمتر وقوع يافته و از هر ديار تحف و هداياى بيشمار به نظر كيميا آثار رسانيدند از جمله ايلچيان مذكور ميرزا ضياء الدين كاشى و ابو نصر خوافى بودند كه از جانب پادشاه و الا جاه فريدون بارگاه جلال الدين محمد اكبر پادشاه فرمانفرماى ممالك هندوستان همراه يادگار سلطان روملو كه هفت سال بود بايلچيگرى هند رفته بود برسم رسالت آمده در دار السلطنه مذكور سعادت بساط بوس دريافتند ميرزا ضياء الدين مذكور ولد مير رفيع الدين قاضى كاشانست كه قريب بيست و پنجسال بود كه بولايت هند رفته در سلك ملازمان آن پادشاه ذيجاه درآمده اختيار تمام يافته و ابو نصر از مردم ولايت خواف است در اين اوقات هر دو باتفاق يادگار سلطان روملو برسالت ايران مأمور شده از راه كبچ و مكران بكرمان و از آنجا بدرگاه سعادت آشيان آمدند حسب الفرمان قضا جريان ميدان سعادت قزوين را چراغان كرده بازارها را آذين بستند و حضرت اعلى چند روز ايلچيان مذكور را در ميدان طوى داده قرين اعزاز و احترام گردانيدند و ايشان بعد از تلثيم عتبه اقبال