اسكندر بيگ تركمان
518
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
آغاز سال همايون فال پحين ئيل تركى مطابق سنهء خمس و الف كه سال دهم جلوس سعادت مأنوس شاهى ظل اللهى است چو شد نوروز سلطان گيتى آراى * چمن شد از رياحين عنبر آساى بهار عالم آرا جلوهگر گشت * اساس ظلم دى زير و زبر گشت طراوت يافت از نو باغ و بستان * شد از لطف هوا عالم گلستان نوروز عالم آراى اين سال ميمنت مآل در روز دوشنبه بيست و يكم شهر رجب سنه مذكور اتفاق افتاده بهار دلگشا غم فرساى خاطر پير و برنا گرديد نوعروسان حجلهء خاك سر از جيب مغاك برآورده انجمن آراى بزم عشرت و شادكامى گشتند نسيم بهارى از شميم رياحين عطر سائى آغاز نهاده افسرده دلان كنج خمول چون عندليبان در گلشن جهان بزمزمهء نغمه سرائى درآمدند . بندگان حضرت اعلى شاهى ظل اللهى بدستور معهود در ايوان چهل ستون دولتخانهء مباركهء قزوين بلوازم جشن نوروزى پرداخته بزم ملوكانه و محفل خسروانه آراسته چند روز بمباركى سال نو و تهنيت قدوم نوروز فيروز بعشرت و شادمانى [ 354 ] گذرانيدند و بعد از فراغ از لوازم سور و سرور هواى سير و شكار گيلان و فزل آغاج در خاطر خطير همايون سر زده از دار السلطنه قزوين روانه شدند نخست از راه كوهدم بخطهء رشت تشريف از آنجا فومن و گسكر محل ورود شهريار و الا گهر گرديد و در علياباد فومن بلوازم شكار زنگول كه غرايب و شيرينى آن در وقايع گذشته سبق ذكر يافته قيام نموده از آنجا عرصه قزل آغاج انجمن آراى برازنده تخت و تاج گرديد چند روز ساحت دريا كنار محل نزول موكب اقبال بود بعد از فراغ از سير و شكار آن حدود بدار الارشاد اردبيل تشريف برده به زيارت آستان ملايك آشيان حضرت سلطان الاولياء و مشايخ كرام صفويه قيام نموده عنان عزيمت بصوب مراجعت انعطاف دادند و ديگر باره دار السلطنه قزوين محل نزول خسرو معدلت آئين گرديد . ذكر تسخير ولايت مازندران بهشت نشان بتوفيق پروردگار عالميان و تفويض حكومت و دارائى آن ديار نزهت بخش طراوت نشان بفرهاد خان چون ولايت طبرستان كه عبارت از مازندران بهشت نشان است ملك طلق شرعى موروث اولاد و احفاد مير عبداله خان جد مادرى حضرت اعلى شاهى ظل اللهى است كه نسبت او به سيد قوام -