اسكندر بيگ تركمان

513

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

جنت مكان خدمت ايلچيگرى به بيگلر بيگى سرحد رجوع ميشد حالا نيز همان قاعده را منظور داشته اينخدمت را بذوالفقار خان برادر او رجوع فرمايند حسب التماس مشار اليه اين خدمت بذوالفقار خان رجوع شد و مشار اليه [ 351 ] بآئين شايسته و آراستگى تمام متوجه روم گشت الحق آن خدمت را بروجه لايق بتقديم رسانيد موازى سيصد نفر از ملازمان خود كه زبده و خلاصهء لشكر بودند بزيب و زينت تمام همراه برده در آن سفر داد و دهش بسيار ازو بحيز ظهور آمد چنانچه بعضى از دون همتان روميه او را بسفاهت و اسراف منسوب ساخته‌اند پادشاه روم و وزراء و پاشايان روميه نيز او را تعظيم و تكريم بسيار كرده زياده از ايلچيان شاه جنت مكان اعزاز و احترام او بجاى آورده بودند و چون در اين سال سلاطين فرنگيه هجوم آورده با لشكر بيحد و مربانحاء ممالك روم آمده در مقام تسخير بعضى قلاع و محال كه در زمان سلطان مراد خان از فرنگيه گرفته بوده‌اند درآمدند و سلطان محمد خان بنفس همايون بدانطرف نهضت نموده بود در وقتى كه ذوالفقار خان باستنبول رسيد خواندگار در آن سفر بود تا آمدن خواندگار در استنبول توقف نمود . بالجمله ميانهء او و سلاطين فرنگيه مقابله واقع شد در اول حال شكست بجانب روميه افتاده فرنگيه بنوعى تسلط يافتند كه گروه گروه باردوى اعظم ريخته غارت مينمودند و ميانهء مردم ريم پاپا كه خليفهء ملت عيسى على نبينا و عليه السلام و مطاع پادشاهان فرنگيه است و پادشاه مجار بر سر خزينهء خواندگار نزاع واقع شد كه هر يك خود را در تصرف آن اولى و احق ميدانستند درينحال نسيم عنايات الهى بر رايات اسلام در وزيدن آمده علم كفر و ظلام نگونسار گشت و عوام الناس اردوى روميه هجوم نموده بضرب مطراق و چماق ارباب شقاق را از اردو رانده بفتح و ظفر اختصاص يافتند و جمعى كثير از آن سيه بختان بدار البوار شتافتند پادشاهان فرنگ انهزام يافته سلك جمعيت ايشان از هم پاشيده هر طايفهء بولايت خود رفتند سلطان محمد خان مظفر و منصور باستنبول آمده ذوالفقار خان بعز ملازمت پادشاه فايز گرديد و حضرت خواندگار حقيقت آن فتح مبين را ببندگان حضرت اعلى قلمى نموده قبل از ورود ذوالفقار خان ارسال داشته بود و از اينجانب نيز جواب كتابت از فرط دوستى و محبت مرقوم گشته ارسال يافت ذوالفقار خان قرين اعزاز و احترام مرخص گرديده با تحف و هداياى لايقه معاودت نموده در سال آينده رسيد و مكتوب محبت اسلوب كه از جانب خواندگار به حضرت اعلى بالقاب مناسب و آداب شايسته مرقوم شده بود به نظر انور رسانيده تحف و هدايا گذرانيد . ذكر ياغىگرى جمعى از فتنه جويان گيلان لاهيجان و خروج حمزه و بقتل رسيدن او با بعضى بيدولتان از اقتضاى زمان از سوانح اين سال عصيان و طغيان جمعى از سست رايان خفيف عقل و فتنه جويان سراسر جهل گيلانى است كه بمحض سفاهت و بيعقلى خود را در ورطهء هلاك انداختند تبيين اين مقال و مفصل اين اجمال آنكه در حينى كه رايات نصرت آيات متوجه سفر خراسان گشته بدفع فتنهء عبدالمؤمن خان مشغول بودند ملك جهانگير حاكم كجور كه در سال گذشته روى از ايندولت تافته سالك طريق فرار و عصيان شد با فوجى از دون صفتان رستمدار بحدود تنكابن آمده دست درازى برعايا و عجزه مينمود درويش محمد خان