اسكندر بيگ تركمان
476
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
قرو برده بحارسان خود [ 325 ] گفته بود كه رفتيم تا در دورهء ديگر بيائيم : مصراع « رفت و رفت و رفت و رفت آنست كه رفت » و بعد از معاودت از سفر لرستان جناب درويش خسرو را حاضر ساخته علماء را جمع نموده بتفحص حال او پرداختند خمهاى شراب در تكيهاش يافت شد بظهور پيوست كه از وسعت مشرب و بداعتقادى رسوم شرع را منظور نميدارند و نقطوى بودن او از غايت اشتهار در محكمه باطن مبارك اشرف درجهء ثبوت يافته بود جهة ترويج شريعت غرا حكم بقتلش فرموده از جهاز شتر به حلق آويخته در تمامت شهر قزوين گردانيدند مولانا سليمان طبيب ساوجى شهرت داشت كه آن از طايفه و اعلم آن طبقه بود او را نيز گرفته آوردند نواب اشرف مهم او را بصلاح علماء حواله كردند علماء به ظاهر شرع قتل سليمان طبيب ساوجى از طايفهء ملاحده عمل نموده بجهة دغدغهء اضلال جاهلان محله بحبس قرار دادند چند روزى محبوس بود تا آنكه بندگان اشرف از رسوخ اعتقاد و شريعت پرورى قتل او را راجح دانسته بياران ملحق گرديد . ديگرى از كبار آن طايفه مير سيد احمد كاشى بود كه بسيارى از نادانان تبه روزگار را در تيه ضلالت انداخته بود پادشاه صفت نژاد پاك اعتقاد در نصر آباد كاشان او را بدست مبارك خود شمشير زده دو پاره عدل كردند در ميان كتب او رسالهها كه در علم نقطه نوشته شده بود ظاهر شد كه آن طايفه بمذهب حكماء عالم را قديم شمردهاند و اصلا اعتقاد بحشر و اجساد قيامت ندارند و مكافات حسن و قبح اعمال را در عافيت و مذلت دنيا قرار داده بهشت و دوزخ همانرا مىشمارند نعوذ باللّه از اين اعتقادات فاسده درويش كمال اقليدى و درويش بريانى را قتل مير سيد احمد كاشى و و ديگران از ملاحده كه نيز مقتداى فوجى از آن طبقه بودند با سه چهار نفر مريد او كه با او در صفاهان ميبودند در راه خراسان به راه عدم فرستادند از اصطهبانات فارس نيز چند نفر را كه اعلم آن طبقه بودند آورده بياران ملحق ساختند و همچنين بر هر كس مظنهء الحاد بود ابقاء نرفت از اتراك نيز بوداق بيك دين اغلى استاجلو تابع اين طبقه و مريد درويش خسرو بود بقتل رسيد و در اين مراتب ظاهر شد كه در ممالك محروسه اين طبقه بسيار شده بودهاند و در اضلال ميكوشيدند از واردين ديار هند مسموع شد كه شيخ ابوالفضل ولد شيخ مبارك كه از ارباب فضل و استعداد ولايت هند و در ملازمت پادشاه عاليجاه جلال الدين محمد اكبر پادشاه تقرب و اعتبار تمام يافته بود اين مذهب داشت و او پادشاه را بكلمات واهمه وسيع المشرب ساخته از جادهء شريعت منحرف ساخته بود منشورى كه باسم مير سيد احمد كاشى انشاء نموده فرستاده بود در ميان رسالههاى او ظاهر شد دلالت بر اين معنى نمود العلم عند اللّه و هو عالم بحقايق الامور شريف آملى كه جامع كمالات و حامل مقالات مزخرفه و از اكابر اين طايفه بود از بيم مضرت فقهاى عصر فرار نموده بهند رفت و حضرت پادشاه و امراء و اعيان ايشان تعظيم و تكريم بسيار به او نموده پير مريدانه سلوك ميكردند .