اسكندر بيگ تركمان

353

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

بختمات كلام ملك علام و اطعام فقراء انام پرداختند و تصدقات به فقراء و ارباب احتياج رسانيدند و از آنجا كوچ فرموده از راه طارم و خلخال بدار السلطنه قزوين آمده در آن زمستان قشلاق همايون در مقر سلطنت ابد مقرون واقع شد . ذكر واقعهء هايلهء امراء عراق و آذربايجان و كرمان از زمان واقعهء هايلهء شاهزادهء مغفرت نشان تا طلوع آفتاب دولت و كامرانى حضرت اعلى از افق خراسان سابقا بتحرير پيوست كه بعد از انهزام تركمان و تكلو اكثر اعيان تركمان كه از معركه جنگ بيرون رفتند بدامغان نزد مرتضى قليخان پرناك جمع شدند و نواب جهانبانى جهت تأليف قلوب آنجماعت بىاطلاع امراء رقم استمالت مرتضى قليخان نوشته او را بپايهء سرير اعلى طلب نموده بمواعيد پادشاهانه مستظهر گردانيده بود و او با كمال استظهار و استبشار روى توجه بعراق آورده چون برى رسيد خبر جانسوز محنت اندوز شاهزاده مغفرت انتما و تربيت يافتن ابوطالب ميرزا و اختيار و اقتدار على قليخان و اسمعيل قليخان به او رسيد جرأت رفتن نكرد و از مضرت ايشان بايل تركمان نيز انديشه‌مند بود بعزم كوچانيدن ايل تركمان و اهل و عيال ايشان كه بيشتر در قم و ساوه اقامت داشتند از رى بالكاء قم و ساوه آمده و بهر كس از آن طبقه دست رسيد طوعا او كرها كوچانده روانه دامغان شد و چند روزى كه در جلكاى قم و ساوه بود اهالى آن ولايت به گمان ياغيگرى و طغيان مرتضى قليخان و دفع مضرت طايفهء تركمان نزل و ساورى ميفرستادند وليجان خان ولد محمد خان تركمان كه او و پدرش چند سال حكومت كاشان كرده بودند هميشه مرتضى قليخان را تحريك ميكرد كه از مردم بلدهء كاشان كه اكثر تجار و متمولين هر ديار بودند پيشكش كلى توقع نمايد و خود باعث آن شده با اهالى كاشان غايبانه گفتگو كرده بود و مردم كاشان در اول حال بقدم مخالفت پيش آمده ستيزه آغاز نهادند . اما بالاخره از خوف مال و جان باستصواب بهزاد بيك غلام كه داروغه بود و ميرزا كججى وزير با او ملايمت آغاز نهادند و به جهت دفع مضرت مرتضى قليخان به او توسل جسته استدعاى حضور او كرده بودند و او بىصوابديد مرتضى قليخان بكاشان رفته خود را بلطايف الحيل به شهر انداخت داروغه و وزير زياده حسابى ازو نگرفته در آمدن شهر مضايقه به او نكردند و او در منزل داروغه مهمان شد جمعى از تركمان كهنه فعله پاى چنارى كاشان كه از زمان حكومت محمد خان و پسران او در شهر مانده بودند و اكثر ملازمت داروغهء مذكور اختيار نموده جمع شدند و از بيرون نيز در آن دو روز جماعتى از ملازمان او آمدند و او قوت خود را در شهر زياده از داروغه و وزير ديد همت بر آن گماشت كه شهر را از تصرف ايشان انتزاع نموده به جهت خود ضبط نمايد جميع عمله و فعله ايشان را بتركمانان گيرانيده و در آخر كار ايشان را نيز گرفته محبوس ساخت و متملكات ايشانرا بحيطهء تصرف درآورده و مردم كاشان طوعا او كرها متابعت او نموده پيشكشهاى لايق كشيدند و در اول حال با مردم شهر سلوك پسنديده پيش گرفت بعد از آنكه قوتى يافت تغيير سلوك كرد .