اسكندر بيگ تركمان
340
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
گرفت طهماسب ميرزا را كه از اسب افتاده بود مهدى قلى سلطان طالش بدست آورده نگاه داشت طايفهء استاجلو و شاملو تيغ در مخالفان نهاده بهر كس ميرسيدند بقتل ميآوردند . اما چون نسيم فتح و ظفر از مهب و ما النصر الا من عند اللّه بر پرچم لواى فلكساى نواب جهانبانى وزيد بر حسب كلام صدق انجام او اوفوا بعهدى اوف بعهدكم بمقتضاى نذر كه فرموده بودند عرق مروت پادشاهانه به حركت درآورده جارچيان حسب الامر عالى فرياد برآورند كه من بعد كسى را بقتل نياورند و هر كس گرفتار شده باشد زنده به نظر اشرف رسانيده از پى هزيمتيان نروند و از ارباب هزيمت جمعى تركمانان خود را بكوه كشيده بيرون رفتند ادهم خان بقم رفته سلطان معصومخان بساوه رفت و امت خان ذوالقدر بارادهء رفتن شيراز با معدودى تا يزد رفته بود و در آنجا بدست افشاران بقتل رسيد و اسمعيل سلطان برادر امير خان و سلطان مراد خان و گلابى خان پسران امير خان و شاه بوداق سلطان قوم امير خان بجانب روم رفتند سلطان مراد خان و شاه بوداق سلطان از راه برگشته اسمعيل سلطان و گلابى خان رفتند اسمعيل سلطان نيز در زمان دولت خجسته نشان حضرت اعلى شاهى ظل اللهى از روم [ 249 ] بجانب قزلباش بازگشته كلابى خان به تبليس نزد شرف خان كرد داماد امير خان رفت مآل حال هر يك از ايشان در زمان فرخنده نشان حضرت اعلى رقم زدهء كلك بيان خواهد شد . طايفهء تكلو در صحراى ابهر پراكنده شده خليل بيك للهء ابوطالب ميرزا و اكثر معارف تكلو بقتل رسيده بقيهء لشكر رو بجانب همدان آوردند و جمع كثير از آن طبقه به طرف بغداد رفتند مسيب خان شرف الدين اغلى را مرشد قلى بيك برادر اسمعيل قليخان گرفته آورد و اكثر هزيمتيان را رعاياى مواضع و محال پياده و برهنه و عريان كردند بحالى كه كس مبيناد و ايشان حيات را غنيمت شمرده عريان و برهنه پاى راه نجات و خلاص پيش گرفتند و جميع اموال و اسباب و يراق تركمانان و تكلو كه بر شتران كوه پيكر بار شده در نيم فرسخى معركه ايستاده بود عرضه نهب و تاراج غازيان شد شاه قوام الدين حسين اصفهانى كه وزير و اعتماد الدوله شده بود در معركه بقتل رسيد قاتل معلوم نشد محمد خان را متجنده بميان گرفته زبان طعن و لعن برو گشودند و قريب به صد نفر از اواسط الناس تيغ و سنان به قصد قتل او تيز كرده بودند نواب جهانبانى بسروقت او رسيده طاغيانرا بطعن سنان ازو دور كرده به نظر عفو و اغماض درو نگريست و او را بمعتمدان سپردند كه بسلامت باردو رسانند . مجملا بعد از ظهور فتح و فيروزى نواب جهانبانى خواجه آقا شاه ابهرى كه مشرف خزانهء نواب عالى بود باردو فرستادند كه مشتلق فتح و فيروزى بنواب بلقيس مكانى عليهء عاليه عمهء محترمه نواب جهانبانى و ساير مخدرات استار سلطنت رساند مشاراليه در حالتى كه اخبار موحش باردو رسيده مخدرات سرادق سلطنت مشوش خاطر و مضطرب الاحوال بودند رسيده مژدهء فتح و بشارت فيروزى داد و در اردوى عالى نقارههاى شادمانى بنوازش درآمد و نواب جهانبانى بمراسم شكرگزارى الطاف الهى قيام نموده در كمال شوكت و كامرانى و نصرت يزدانى رو باردوى عالى آوردند و از آسمان و زمين غلغله مباركباد فتح و آواز تحسين و آفرين به گوش ساكنان كرهء خاك و مقيمان سرادق افلاك ميرسيد و درين قضيه عظمى نواب جهانبانى بجز لطف ايزدى و عنايت پروردگار منتپذير هيچ كس از امراء و عساكر ظفر شعار يار و مددكار نبودند .