اسكندر بيگ تركمان

327

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

آنكه امروز عنان بصوب مراجعت انعطاف داده در تأديب اهل عصيان يك دو روز ديگر صبر فرمايند كه شايد بوسيلهء ما دولتخواهان از مركب تجبر و تكبر فرود آمده سر بر بقهء فرمانبردارى درآورند و اگر درين مرتبه از مصلحت ما بندگان درگذرند [ 239 ] احتياج تصديع ملازمان موكب عالى نيست مهم ايشان بسعى ما غلامان كفايت ميگردد و نواب جهانبانى بمصلحت دولتخواهان عمل نموده كس فرستاده قراولانرا منع كردند التماس امراء را به خدمت والد نامدار عرض نموده حسب الاستدعا به شهر معاودت فرمودند . روز ديگر امراء تكلو و تركمان كس فرستاده استدعاء نمودند كه دو سه كس از ريش سفيدان معتمد را بفرستد كه بعضى حكايات با ايشان گفتگو شود نواب جهانبانى تجويز كس فرستادن نكردند و زياده ازين مداهنه با آن قوم مناسب رتبهء سلطنت و پادشاهى نميدانستند نواب سكندر شأن صلاح در ايجاب ملتمس ايشان ديده سيادت پناه مير ابوالولى انجو صدر كه در آن و لا قاضى عسكر ظفر اثر بود و از امراء سيد بيك كمونه و شاهقلى خلفاى روملو را كه مردم خير انديش بودند فرستادند . اما بملاحظهء آنكه مبادا ايشان را نيز بطريق ادهم خان و ديگران نگاه دارند مقرر شد كه بر سر خيابان از فوج قراولان جدا شده‌اند كمى پيشتر روند و از آن طرف محمد خان و امراء از لشكريان خود جدا شده پيشتر آيند و در سر اسب هر گونه سخنى داشته باشند گفتگو نموده بازگردند جماعت مذكور حسب الفرموده عمل كردند . ماحصل سخن آن جماعت آنكه سبب چيست كه نواب جهانبانى به جهت رضاى خاطر دو شخص مفسد كه از ايل و اويماق و عشيرت ايشان در خراسان انواع فتنه بظهور رسيده و ميرسد سه اويماق معتبر قزلباش را كه تكلو و تركمان و ذوالقدر باشند از خود مأيوس و روگردان مىكند و درين وقت كه روميان در تبريز قلعه ساخته‌اند ده هزار كس كه درين شدت شتا و سورت سرما متحمل مشاق يساق شده به آنجا رسيده باشند پراكنده ميسازند حضرت اعزه جوابهاى مسكت مناسب وقت دادند بعد از قيل و قال بسيار بدين راضى شدند كه من بعد از قضيهء قتل امير خان و بازخواست آن حرفى بر زبان نياورند . اما چون عليقلى خان و محمدى ساروسولاغ خمير مايهء اين فساد بوده‌اند و خاطر مبارك عالى را از ما آرزو كرده‌اند اگر به جهت انتظام امور سلطنت و اقتدار پادشاهى ايشان را از درجهء اعتبار نمىاندازند بارى در اينوقت به جهت تأليف قلوب طايفهء تركمان و اولاد و اتباع امير خان ايالت ولايتى از ولايات قلمرو همايون نامزد نموده روانه نمايند كه در درگاه معلى نبوده باشند تا اندكى موجب اطمينان قلب و آبروى اين طايفه گشته ما خاطر جمع آمده ملازمت نمائيم بعد از ايامى كه معاملات فى الجمله باصلاح آمده باشد و خاطر ما بندگان از توجهات عالى اطمينان يافته باشد و رأى جهان آرا اقتضا نمايد بدرگاه طلبند مصلحان مذكور معاودت نموده مقدمات مذكور را عرض نمودند يك دو روز درين فكر و انديشه بسر رفت چون بعضى امور خفيه در پردهء تقدير مستور بود كه باقتضاى قضا و سرنوشت آسمانى از ظهور آن چاره نبود هيچ اثرى برين گفتگو مترتب نشد و سعى و تدبير عقلاء و خير انديشان طرفين مفيد نيامد . چون رسوخ نواب جهانبانى در حمايت عليقلى خان و محمدى و حفظ تربيتى كه ايشان را نموده بود بدين مثابه سمت ظهور يافت و مشار اليهم هر دو در مجلس عالى زبان بعرض عالى گشودند بعد از اداى شكر و الطاف شهريارى معروض گردانيدند كه رضاى ما غلامان منوط به