اسكندر بيگ تركمان
313
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
درآمدند به عقب قلب روميان رسيده بودند چون آواز نفير از عقب قلب به گوش روميان رسيد و ملازمان موكب عالى و شاهزاده نيز جلو انداختند روميان با وجود كثرت سپاه و قلت غازيان رزم - خواه به مجرد آنكه آواز نفير از عقب قلب برآمد و دلاوران پيش جنگ دليرانه پيش آمدند پاى ثبات و قرارشان متزلزل گشته قول بهم برآمد پاشايان كه در قول بودند لحظهء صبر نموده هر چند در مقام مدافعه شدند مفيد نيفتاد پشت بر معركه كرده راه فرار پيش گرفتند . جنگ دوم قزلباش با روميه و انهزام مخالف ايضا اما چون لشكر قزلباش در سر ايشان بسيار بود در وقت انهزام بديشان رسيده محمد پاشا بيگلر بيگى ديار بكر و مراد پاشا بيگلر بيگى قرامان هر دو گرفتار شدند محمد پاشا چون زخم قوى يافته بود و احتمال زيستن نداشت سر از تن جدا كرده مراد پاشا را كه عليخان بيك شمس الدينلو گرفته بود زنده با ديگر گرفتاران به نظر انور رسانيدند و درين معركه نيز بسيارى از روميان شربت ناگوار مرگ چشيدند و غازيان قزلباش تا چرنداب كه اردوى روميه فرود آمده بود تعاقب گريختگان نموده چند كس را در ميان خيمهها گرفته آوردند . چون شب تار در ميان روميان و غازيان و هزيمتيان حايل شد امراء عظام و عساكر بهرام انتقام در موكب عالى شاهزادهء گردون احتشام از معركه بكنار آمده روز ديگر بديدن سرها و اخترمها و باز رسيدن بمردانگى كه از هر كس صادر شده بود مشغولى فرمودند مراد پاشا را با چند نفرى كه قابل نگاه داشتن بودند باردو فرستادند و از آنجا بقلعهء قهقهه بردند و دو سه روز در حوالى رودخانه فهوسفنج توقف نمودند كه اسبان از تك و دو آسايش يافته ديگر باره مستعد معركهء قتال گردند از جانب روميان نيز عثمان پاشا [ 229 ] چهل پنجاه هزار كس را مقرر داشت كه در حوالى اردوى خود كشيك داشته پيشتر نروند و از جلادت و مردانگيهاى نواب جهانبانى كه باندك مردمى بديشان تلاش مينمود تعجبها نموده بودند . اما از غايت كثرت و ازدحام از يك طرف بحرب و قتال ميپرداختند و از طرف ديگر قلعه ميساختند فى الجمله بعد از سه چهار روز كه لشكر و ستوران فى الجمله آسوده شدند ديگر باره تمهيد مقدمات جنگ كرده قرار دادند كه چون عثمان پاشا خود متوجهء محاربه نميشود و جنگ سلطانى وقوع نمييابد اگر بتوقيق اللّه تعالى درين مرتبه بر گروهى كه بمحاربهء ما كمر بندند ظفر يابيم تا ميان اردوى روميه عنان باز نكشيده بطريق شبيخون باردو ريخته تا صرفه در جنگ باشد به قدر مقدور سعى و كوشش نموده آثار روز رستخيز بظهور آوريم و هر گاه غلبه از جانب مخالفان ميشده باشد جنگ - كنان خود را بكنار كشيده همه روزه آتش شورشين مشتعل گردانيده مخالفان را آسوده نگذاريم بامضاى اين عزيمت متوكلا على اللّه بر سمند گردون خرام برآمده اعلام ظفر افراختند و چتر همايون فال بر فرق فرقد ساى شاهزاده عالميان برافراشته بهادران موكب نصرت قرين در سايهء علم اژدها پيكر آن فارس مضمار دلاورى جمع آمده بآئين شايسته متوجه معركه قتال گرديدند و چرخچيان لشكر ظفر قرين قريب باردوى روميه رسيده بروميان كه بحراست و نگهبانى اردو مأمور بودند در كنار اردو يسل بسته پيش نيامدند از اينجانب نير ملاحظه حزم و احتياط كرده پس و پيش خود را ملاحظه نمودند كه مبادا مكر و خدعهء از ايشان بظهور رسد مجملا روز را بشب رسانيدند و از طرفين