اسكندر بيگ تركمان
310
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
اما عقلا و مردم صاحب خرد ميدانستند كه روميه كينهء اهل تبريز در دل دارند و به جهت مغايرت مذهب با ايشان نميآميزند بفكر كار خود افتاده اموال و اسباب خود را در زير زمينها و خانهها و چاهها كه داشتند مخفى ساخته خود يك يك و دو دو دست اهل و عيال گرفته پياده و سواره شبها روى بوادى فرار ميآوردند و اگر نقدى همراه داشتند اجامره و اوباش و بىدولتان هر طبقه كه خواهان روز چنين بودند در سر راهها ايشانرا گرفته برهنه و عريان ميكردند و سر ميدادند و عثمان پاشا بفراغ بال داخل شهر شده دولتخانه تبريز را جهت قلعه مناسب يافت و از شوراب كوچ كرده بجانب چرنداب كه طرف قبلى تبريز است رفته نزول كرد و طرح قلعه انداخت و بر لشكريان قسمت نموده شروع در كار كردند و در عرض چهل روز كه روميه به تعمير قلعه مشغول بودند اگر چه غازيان قزلباش كه كوه سرخاب را پناه خود ساخته بودند اكثر اوقات شبها و روزها خود را بحوالى اردوى روميه رسانيده دستبردهاى نمايان ميكردند . اما از كثرت عساكر و ازدحام لشكر روم معلوم نميشد و ايشان به كار قلعه پرداخته حسب المدعا باتمام رسانيدند و ذخيره فراوان كه در شهر بدست ايشان درآمده بود و توپ و ضربزن و يراق قلعه دارى بقلعه كشيده جعفر پاشا اخته را بحراست قلعه دارى و حكومت تبريز نصب نمودند در اثناء تعمير قلعه عثمان پاشا در تبريز تجويز قتل عام نمود و سبب ظاهرى آنكه اهل تبريز با روميه نميآميختند و شبها اجامره و اوباش تبريز بخيمههاى روميه رفته اسباب و اموال ميآوردند و هر كرا فرصت مييافتند بقتل ميآوردند و بر سر قلعه رفته آنچه روز كار ميكردند شب فرود ميآوردند و بر عثمان پاشا ظاهر شد كه تبريزيان مرتكب اين امور ميگردند و يك مرتبه در حمام پس كوچك حماميان فرصت يافته رومى را بقتل آورده در چاه حمام انداخته بودند عثمان پاشا را از شنيدن اين خبر شعلهء غضب افروخته بتركى گفته بود كه : « تبريز خلقى عجب فرسهلو طايفه دو ترلر » يعنى اهل تبريز طايفهء فتنهانگيز تمام كشتنىاند آثار عصيان و طغيان از بشرهء ايشان هويداست اين حكم به امضاء حكم قضا از عثمان پاشا صدور يافت روميان به مجرد شنيدن آن كلمه با تيغهاى كشيده به شهر ريخته آغاز سرافشانى نمودند و تبريزيان چارهء جز آن نديدند كه تا شب خود را در نهانخانها محافظت نموده شب سر خود گيرند و روميه در بيرون هر كس را ديدند بقتل رسانيدند و شروع در خانهها كرده بهر خانه راه يافتند مردان را طعمهء شمشير بلا ساخته اموال و اسباب را نهب و غارت نمودند و بسيارى از نساء و صبيانرا اسير كردند فرياد و فغان اطفال و عورات بفلك اثير رسيده جمعى از مردم خير انديش خدا آگاه آن طايفه كه نزد عثمان پاشا راه سخن داشتهاند استعانت نموده او را از اقدام اين امر شنيع باز آوردند . مشار اليه آخر روز لشكريان را از قتل و نهب منع نموده بقية السيف از بيم جان ترك اموال و اسباب نموده دست اهل و عيال گرفته شب از شهر بيرون رفته در مواضع و محال قريبه پراكنده شدند و شهرى به آن معمورى و آبادانى بدست مخالفان درآمده اموال و اسباب بينهايت و ذخاير و دفاين لا تعد و لا تحصى كه در بيوت و نهانخانهها مخزن بود بدست روميه درآمده تحقيق و تفتيش اموال [ 227 ] بنوعى كردند كه از چاههاى بيست ذرعى كه اثاث البيت را مخزون ساخته بودند خانه و ديوار بر سر آن فرود آورده بودند راه يافته ما فى الچاه را آورده بودند و اين اعمال بر عثمان پاشا مبارك نيامده بمقتضاى لا يرحم الله من لا يرحم الناس از اثر آه مظلومان و شيعيان اهل بيت مورد غضب الهى گشته بىآنكه بيمارى عارض ذات نامبارك او شده باشد به مرض خناق گرفتار گشته رخت