اسكندر بيگ تركمان

311

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

هستى بباد فنا داد در عرض چهل پنجاه روز كه روميه در شهر تبريز توقف داشتند سواى محاربات قليلى كه در گوشه و كنار وقوع مييافت سه مرتبه ميانهء قزلباش و روميه محاربهء عظيم بوقوع انجاميد و در هر سه كرت فتح و ظفر قرين حال لشكر ظفر قرين بود . ذكر محارباتى كه فيما بين لشكر قزلباش و روميان بوقوع پيوست جنگ اول بسردارى قلى بيگ قورچى باشى تبيين اين مقال آنكه بعد از آنكه روميه بر تبريز مستولى گشتند و قزلباشيه بيرون آمده بموكب عالى شاهزادگى پيوستند و آثار اقتدار ايشان بظهور رسيده مشخص شد كه با اين مايه مردم كه همراهند مقابله با آن لشكر بىحد و مر مقدور ايشان نيست نواب جهانبانى بازگشته در اروم دول باردوى همايون ملحق گرديد و با قلى بيك قورچى باشى افشار كه مرد عاقل و با رأى و تدبير در اردو مانده بود مشورت نموده دانستند كه خالى نكردن شهر در اول حال خطا بوده و رأى عقلا بدين قرار گرفت كه چون شهر بدست روميه درآمده تبريزيان پراكنده شدند و حالا به جهت قلت لشكر و فقدان اعوان و انصار و كثرت مخالفان در مقابله و محاربه صرفه نيست صبر مىنمائيم كه ايشان قلعه را تمام نموده كوچ نمايند در وقت كوچ بطريق حرامى به عقب ايشان افتاده منزل به منزل انتهاز فرصت نموده حسب المقدور آنچه توانيم بفعل آوريم بعد از آنكه ايشان بالكاء خود رسند باز گشته بر سر قلعه آئيم و سپاهى و رعيت آذربايجان را جمع آورده و بتوفيق الله تعالى قلعه را تسخير سازيم و تدبير ديگر در اين وقت مناسب نيست نواب جهانبانى از كمال غيرت و حميت كه مركوز خاطر انورش بود راضى به آن نميشدند كه بتغافل گذرانند و روميان بفراغ بال به كار قلعه مشغول باشند قرار دادند كه بنفس نفيس متوجه مجاربهء ايشان گشته بمصداق كريمهء كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة باذن اللّه تكيه بر عنايت الهى نموده به قدر مقدور سعى و كوشش نمايند . قورچى باشى و ريش سفيدان راضى به آن نميشدند آن حضرت بنفس شريف مباشر حرب شد قورچى باشى التماس نمود كه يك مرتبه او را رخصت دهند كه بجنگ رفته لشكر را بيازمايد اگر صرفه در جنگ بوده باشد مرتبهء ديگر نواب جهانبانى خود متوجه سوند و اگر چشم زخمى رسد به ملازمان درگاه رسيده باشد عقلاء اين رأى را پسنديده تجويز نمودند و اردوى همايون كوچ كرده به دره نهنك كه چهار فرسخى شهر است آمده نزول كردند و نواب جهانبانى قورچى باشى را سردار لشكر كرده روانه ساخت و محمدى خان تخماق در موكب عالى توقف نمود . اما قورچى باشى بعضى امراء و مردم كار آمدنى را چرخچى كرده پيش فرستاد ايشان از رودخانهء فهو فسنج كه در جانب شرقى سر راه است و سد راه عراق بالا آمده سياهى نمودند روميه از ورود لشكر قزلباش خبردار شده عثمان پاشا جغال اغلى را كه در آنوقت اشجع روميان بود سردار كرده با جمعى از امراء و پاشايان سرحد بمدافعهء ايشان فرستاد و ايشان زياده حسابى از لشكر قزلباش نگرفته چون قول لشكر قزلباش در ميان رودخانه بود به نظر جغال اغلى درنيامد قول چرخچى را به نظر درآورد از توپخانه و عراده جدا شده دليرانه پيش راند و بجنگ مشغول گشتند و از اين جانب نيز دليران لشكر قزلباش كه از رودخانه بالا آمده نظر بر قول روميه انداختند جلوريز بدان گروه تاختند و بيك حمله تا ده هزار كس از آن قوم نابكار به خاك بوار انداخته بقتل آوردند .