اسكندر بيگ تركمان
308
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
كه اينك ما نيز از اين طرف با لشكرهاى آراسته بمحاربهء ايشان كمر بستهايم و نخواهيم گذاشت كه از مخالفان آسيبى بديشان رسد و يك دو نفر از امراء عظام خصوصا پير غيب خان استاجلو را با قشون و لشكر خود به شهر فرستادند كه باتفاق حسينقلى سلطان برادر عليقلى خان كه بنيابت او حاكم شهر و حارس مملكت بود سد راه كوچه بندها نموده مستحكم گرداند و مردم شهر را بمحافظت كوچه بندها و دفع صايل ترغيب نموده نگذارند كه احدى خانه كوچ بيرون برد صاحب خانه را سياست نموده اموال و اسباب او را بغارت و تاراج دهند چون حكم عالى بمضمون مسطور بتبريز رسيد تفرقه و پريشانى كه از ورود آن گروه انبوه در دلها راه يافته بود اندكى روى باطمينان آورده تبريزيان از روى عقيدت و اخلاص رضاجوى گشته دل به آن حادثه عظمى نهادند و شروع در كوچهبند كرده محلات را [ 225 ] قسمت نموده هر رخنه را در عهدهء اهتمام يكى از پهلوانان آن محله كردند و بر سر هر كوچه بند شخص معتبرى از قزلباش با جمعى از مردم كارآمدنى گماشتند . اما رهگذر سيل بلا و رخنهء آتش عناد را بخس و خاشاك انباشتند چون ارادهء ازلى بتخريب آن بقعهء شريفه و اختلال و پريشانى و تفرقه و پراكندگى اهل تبريز تعلق گرفته بود هيچ اثرى بسعى و اهتمام ايشان مترتب نشد . بيت آنچه كلك قضا رقم سازد * كس بتغيير آن نپردازد چون ز تقدير كردگار جهان * شد تبهكار آن نكو خردان سعى و تدبيرشان مفيد نبود * اندر آينه صورتى ننمود در اين مقام مناسب چنان نمود كه برخى از احوال تبريز و تبريزيان نگاشته كلك نكته پرداز گردانيده بر سر سخن رويم بر ضماير مستخبران احوال عالم پوشيده نخواهد بود كه بلدهء فاخرهء تبريز مدتهاى مديد دارالملك ايران و مقر سلطنت پادشاهان نافذ فرمان بود و عمارات عاليه از مساجد و مدارس و بقاء الخير كه سلاطين روزگار و وزراء و حكام در آن شهر ترتيب داده قرى و مزارع و مستغلات مرغوب بر آنها وقف نموده باغات و بساتين دلگشا احداث نمودهاند زياده از آنست كه قلم مكسور اللسان بتحرير شمهء از آن تواند پرداخت و مردم تبريز در عمارت بيوت و مساكن و تزيين آنها و اسباب و تجملات ما فى البيت بنوعى مبالغه مينمايند كه خانه كمترين بازارى شايستگى نزول امير عالى قدرى دارد و در زمان خجسته نشان شاه جنت مكان عليين آشيان كه يك دو مرتبه سلطان سليمان پادشاه روم بارادهء تسخير آن ملك آمد از مردم تبريز كه بتشيع فطرى و ولاى خاندان قدس نشان صفويه موصوفند نيكو خدمتها در راه اين دولت از ايشان بظهور آمده بدين جهت شاه جنت مكانرا توجه و التفات تمام بمردم آن شهر بود و چون سكنهء بلدهء فاخره اكثر تاجر و اهل حرفت و صناعتند مال محترفه را بخشيده شهر را از تكاليف ديوانى معاف داشته بود و در مراعات خاطر آن طبقه بنوعى توجه و شفقت مبذول ميداشت كه قاضى احداث تعيين فرموده مقرر داشته بودند كه داروغگان قضايا را در حضور قاضى احداث بوجه شرع پرسش نموده بر مجرمان اجراى حكم شرعى نمايند و جريمه از احدى نگيرند .