اسكندر بيگ تركمان
296
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
فوت شهر بانو بيگم بنت شاه طهماسب اما آن جناب با على قليخان همچنان طريقهء الفت و دوستى و صداقت و يكدلى مسلوك ميداشت و در آن زمستان بفراغبال در مشهد مقدس معلى گذرانيده بنظم و نسق مهمات آن ولايت ميپرداخت و سلمان خان با جمعى از ملازمان كه همراه داشت از راه تون و طبس بعراق آمد در دار السلطنه قزوين بملازمات نواب سكندر شأن و نواب جهانبانى فايز گرديده حقايق حالات را بنوعى كه رقمزده كلك بيان گشت عرض نمود چند روز قبل از ورود مشار اليه عليا جناب شهربانو بيگم بنت شاه جنت مكان كه حليلهء جليلهء او بود مريض گشته بمعالجات اطباء معالجه نشده دعوت حق را اجابت نموده بدار بقا پيوست [ 216 ] سلمان خان در حدود قزوين اين خبر محنت اثر شنيده موجب زيادتى اندوه و ملال او گرديد و نواب سكندر شأن شفقتهاى شاهانه و مهربانيهاى خسروانه بظهور آورده تسلى بخش خاطر او گرديدند و بتفقد و دلجوئى رفع ملالى كه از گردش روزگار داشت ميفرمودند . ذكر توجه موكب همايون بصوب آذربايجان نوبت دويم و گرفتارى امير خان تركمان و تربيت يافتن على قليخان فتح اغلى استاجلو و مقدمه عصيان و طغيان تكلو و تركمان چون موكب نصرت قرين شاهى بدار السلطنهء قزوين رسيد و زمستان بپايان برد و سلطان سيارگان اسباب شرف و كامرانى بدولتخانهء حمل كشيد يعنى نوروز گيتى افروز سال پيچى ئيل تركى موافق سنهء اثنى و تسعين و تسعمائة اهتزاز بخش رياض خوشدلى و كامروائى گشته عشرت آباد جهان از قدوم موسم ربيع نصرت و طراوت تازه يافت نواب جهانبانى را كه آغاز جوانى و استدراك لذات نفسانى و كام ستانى بود اوقات شريف بسير و صحبت صرف شده همواره با مخصوصان و هم صحبتان در خلوات بزم عشرت آراسته اقداح راح ريحانى و جرعههاى نشاط افزاى دوستكامى ميكشيد و از گلزار وصال مه رويان لاله عذار گلهاى شادكامى ميچيد . امير خان بيگلر بيگى آذربايجان قاسم بيك وزير خود را از تبريز بپايهء سرير اعلى فرستاده حقايق حالات آذربايجان و تسلط روميان و بدست آوردن ايروان را عرض نمود و استدعاى نهضت رأيات جلال بدان صوب نمود كه در ركاب نصرت انتساب بتسخير قلعهء ايروان قيام نمايد امراء عظام و اركان دولت جانقى كرده توجه جانب آذربايجان در دلها تصميم يافت و در اوايل فصل تابستان از دار السلطنهء قزوين در حركت آمده بجانب آذربايجان نهضت فرمودند و محمد خان تركمان رخصت رفتن كاشان حاصل نموده كه ترتيب قشون لشكر خود كرده متعاقب بموكب نصرت قرين پيوندد و مسيب خان تكلو نيز با مختار سلطان برادر زادهاش بجانب رى كه الكاء ايشان بود رفتند و چون چمن ميانج مضرب سرادقات اقبال گرديد نواب جهانبانى به قصد زيارت آستان