اسكندر بيگ تركمان
279
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
تحفهء چرخ سوى او هر دم * مژدهء فتح و دولت دگر است رأى او پير و دولتش برناست * دست او بحر و خنجرش گهر است آسمان دوش با خرد ميگفت * كه بنزديك ما چنين خبر است كه بگيرد بتيغ چون خورشيد * هر چه خورشيد را بر آن گذر است خردش گفت تو چه پندارى * عرصهء ملك او همين قدر است نه كه در جنب پادشاهى او * هفت گردون هنوز مختصر است باش تا صبح دولتش بدمد * كين هنوز از نتيجهء سحر است بالجمله بعد از وقوع اين حال امراء عباسى بجد و جهد تمام متوجه قلعه گيرى گشته سعى و رجوع على قليخان از نيشابور بىنيل مقصود اهتمام بسيار بظهور ميآوردند اما درويش محمد خان بوفور عقل و مردانگى و حسن تدبير در لوازم محافظت و قلعه دارى كما ينبغى كوشيده بيرونيان هر - چند سعى مينمودند گشادى نمييافت تا آنكه مدت محاصره به امتداد كشيد و وقت قشلاق نزديك آمده آوازهء وصول لشكر عراق نيز ميرسيد بالضروره صلاح در كوچ كردن ديده بىنيل مقصود از پاى قلعهء نيشابور برخاسته روى توجه بجانب دار السلطنهء هرات آوردند و امراء عظام رخصت يافته هر يك باقطاع خود رفتند اما چون اخبار خراسان چنانچه گذشت در ميدانجوق قراباغ باردوى نواب سكندر شأن رسيد و با سنان پاشاى سردار گفتگوى صلح بميان آورده ابراهيم خان تركمان چنانچه سبق ذكر يافت برسم رسالت روانه استنبول نموده بودند عزيمت جانب عراق تصميم داده كوچ بر كوچ بمقر سلطنت آمدند و زمستانرا در دار السلطنهء قزوين گذرانيده در اول سال يونت ئيل به جهت فتنهء خراسان بسرانجام اسباب آن سفر پرداخته قورچيان را باحضار امراء و لشكريان به اطراف و جوانب فرستادند چنانچه در ذيل اين اوراق وقايع آن سال مرقوم كلك شيرين مقال ميگردد . ذكر توجه موكب ظفر نشان نواب سكندر شأن بجانب خراسان به جهت انطفاء نايرهء فتنه و فساد خراسانيان چون زمستان ئيلان ئيل تركى بمباركى و فيروزى جلوهء ظهور نموده مشاطهء ربيع و فروردين نقاب احتجاب از رخسار نوعروسان رياحين [ 204 ] برداشت و بهار دلگشا صلاى عيش و صفا به پير و برنا داده لواى نزهت و خرمى در صحن زمانه افراشت شاه و شاهزادهء نامدار كامكار در مقر سلطنت پايدار بعيش و حضور اشتغال داشتند نواب جهانبانى بعشرت و كامرانى بخواستگارى صبيهء ميرزا سلمان رغبت نموده از روى ميل و خواهش تمام او را بحبالهء نكاح درآورده ميرزا سلمان جشن پادشاهانه آراسته مجلس عقد بر وجه لايق انعقاد يافت و تكلفات رسمى كه شايستهء اين امر است از جانبين بظهور آمده مقرر شد كه درين سال به ترتيب يراق و اسباب و تجملات ضرورى آن پرده نشين سرادق عزت پردازند كه بيقضاى ربانى عروسى و زفاف در سال ديگر اتفاق افتد و ميرزا سلمان بدين مفاخرت سر افتخار بايوان كيوان افراشته بيشتر از پيشتر در امر وزارت و رتق و فتق مهمات اقتدار و استقلال يافت هر چند امراء و اركان دولت بدين