اسكندر بيگ تركمان
247
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
به طول انجاميده رفته رفته ميانهء پدر و پسر طرح بد نشست و سلطان حسين خان ميگفت كه اگر بىنيل مقصود بازگردم مرا در آن درگاه بار نيست و در اين صورت ترك رفتن اولى است اما مرشد قليخان و امراء هم عهد بملاحظهء آنكه مبادا عليقلى خان بمبالغهء پدر و صلاح انديشى ريش سفيدان شاملو از جاده صواب منحرف گشته رضا به اين معنى دهد همگى در دارالمؤمنين سبزوار نزد قباد خان قاجار حاكم آنجا كه از زمرهء امراء هم عهد بود جمع شده ميرزا احمد ولد ميرزا عطاء الله كه پدرش در زمان شاه جنت مكان وزير معتبر آذربايجان و شيروان بود و او در آن هنگام وزير مرشد قليخان و صاحب اختيار مطلق و مهيج ظهور اين مقدمات بود بدار السلطنه هرات فرستادند بخوانين عظام و معتبران شاملو پيغام دادند كه اين انديشه را از خاطر محو نموده سعى و اهتمام بيفايده بظهور نياورند كه اگر بالفرض كل طايفهء شاملو راضى بفرستادن شاهزاده كامگار گردند ما بجان و مثال كوشيده نميكذاريم كه اين ادعيه از قوت بفعل آيد و در سبزوار كه سر راه عراق است به همين ارادهء راسخ البنيان جمعيت نموده منتظريم كه اگر طايفه شاملو گوهر گرانمايهء درج سلطنت و پادشاهى را از دست دهند ما به نيروى همت و بخت بلند بدست آورده در خراسان رأيت مفاخرت برافرازيم عليقلى خان ازين پيغام بىآرام گشته در روانه نمودن پدر بىنيل مقصود سعى نمود و سلطانحسين خان اصرار پسر و امراء و لشكريان خراسان را بدين مثابه مشاهده نموده بالضروره عنان بصوب مراجعت معطوف گردانيده طوعا او كرها روى به راه آورده و در سبزوار بامراء عظام ملاقات نموده از هر باب سخنان بميان آوردند و صلاح و فساد اينمطلب را گفتگو ميكردند و در رفتن بدرگاه معلى تأمل داشت كه اين مقدمات چگونه عرض نمايد كه مورد عتاب و خطاب نگردد و موجب سلب اعتبار او و پسر و طعن اضداد نشود هنوز اين زمزمه و گفتگو در ميانه امراء و او بود كه قضيه قتل نواب مريم شأن مهد عليا بسعى امراء سست عهد شكسته پيمان سمت وقوع يافته بعد از واقعه مذكور اركان دولت مصلحت درين دانستند كه آوردن حضرت اعلى موقوف بوده بدستور در دار السلطنه هرات تشريف داشته باشند مكاتيب بسلطان حسينخان نوشته او را از صورت حال آگاه كردند و فرمان پادشاهى بطلب او اصدار يافته در سبزوار به او رسيد مشار اليه متوجه عراق گشته امراء هر يك بمقر حكومت خود شتافتند اما عليقلى خان و مرشد قليخان بعد از استماع اينواقعه ديگر باره با كل امراء خراسان كه اكثر شاملو و استاجلو بودند كنگاش نموده طالب عهد و پيمان مجدد گشتند كه حضرت اعلى را در خراسان سرمايهء خود ساخته بامر و نهى اركان دولت كه اكثر تكلو و تركمانند و با شاملو و استاجلو عداوت ميورزند التفاوت ننمايند و از سخن و صلاح عليقلى خان بيرون نرفته او را خانلر خانى و بزرگ و ريش سفيد خود دانند اكثر امراء خراسان سواى مرتضى قليخان و اتباع او بقدم اطاعت و اذعان پيش آمده با عليقلى خان اتفاق نمودند مجملا امراء خراسان دو گروهه شده در هرات و مشهد مقدس معلى دو خان عاليشأن جمعيت نمودند و ميانهء ايشان روز بروز اسباب وحشت و خصومت آمادهتر گشته عاقبت بين الفريقين نزاع و جدال انجاميد چنانچه در محل خود سمت گزارش خواهد يافت . ذكر واقعه شنيعه ناچيز گردانيدن نواب مريم شأن مهد عليا كه با فساد مفسدان وقوع يافت چون بنابر اقتضاى قضا و تقديرات آسمانى و تجارب روزگار هر كمالى را زوالى و هر نشاطى