اسكندر بيگ تركمان

201

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

اسمعيل ميرزا امام قلى ميرزا را فرزند ناميده در آغوش مهربانى كشيده و از آنجا منزل به منزل در كمال شكوه و عظمت و كامرانى بتأنى طى مسافت نموده روز پنجشنبه شانزدهم ربيع الاول بحوالى قزوين نزول كرد شاهزادگان و حسينقلى خلفا و امراء عظام كه در شهر بودند بسعادت ملازمت فايز گشتند و به جهت ملاحظه ساعت به شهر نيامد و در جانب شمالى شهر نزول كرد در اين منزل حسين بيك را در كسوت شبانان نمدپوش و كلاه نمدى بر سر برسوائى كه كس مبيناد آوردند خلايق از اطراف و جوانب طعن و لعن ميكردند و كارد و شمشير و خنجر بر او حواله ميكردند و محافظان مانع ميشدند چون به نظر عالى اسمعيل ميرزا درآمد سجده كرد بمصلحت وقت نگاهى بر اطراف و جوانب حضار مجلس كرده گفت سبحان اللّه از ميانه اينهمه مردم گناه‌كار ما بوده‌ايم اسمعيل ميرزا فرمودند كه جمعى ديگر در باب سلطان حيدر از تو مجدتر بودند كاسه همه بر سر تو شكست حسين بيك گفت اى پادشاه عالم سلطان حيدرى بود غايتش اقبال تو بلندى نمود و خداى تعالى بمصلحت خود عمل كرد و اگر در مقام انتقام خواهى بود عالمى را قتل كن اول اسمعيل ميرزا تصديق قول او كرده اين مقدمات باعث تأخير قتل او شد او را بمجلس فرستادند و بقورچيان ديوان اعلى سپردند حضار مجلس خصوصا خلفا كه در سياست او مبالغه داشتند از اين سخنان زبان در كام كشيدند و خاموشى گزيدند روز ديگر از آنجا بباغ سعادت آباد كه احداث كرده شاه جنت مكان و از باغ ارم نشانى است تشريف آورده سير فرمودند و بملاحظهء ساعتى كه اختيار كرده بود داخل دولتخانه مباركه نشد و جهت سكنى چند روز خانه‌هاى حسينقلى خلفا تعيين يافته از باغ به منزل او رفت در آنجا سلطان مصطفى ميرزا حاجى ويس سلطان بيات آورده بپاى بوس اشرف مشرف شد اسمعيل ميرزا روى شاهزاده را بوسيده و استمالت داده ميانه برادران بجلوس امر كرد و شاهزاده اراده نشستن نمود و هيچيك از برادران تعظيم او نكردند خود پائين‌تر از سلطان سليمان ميرزا كه بسال از او بزرگتر بود جا اختيار نموده بر ساير برادران تقديم كرد اسمعيل ميرزا در مقام نصيحت برادران در آمده مهربانيهاى زبانى بظهور آورده گفت اگر شما با من در مقام محبت و راستى باشيد انشاء اللّه تعالى من بنوعى با شما سلوك خواهم كرد كه هيچ پادشاهى با برادران نكرده باشد اما دل او از اين حكايت خبر نداشت و مكنون خاطرش جزا فناء و اعدام ايشان نبود عاقبت آنچه در خاطر داشت بمنصه ظهور آورد و چنان كه در محل خود سمت گزارش خواهد يافت فتح اللّه بيك و شاهقلى بيك و ندر على بيك و شاهويردى بيك برادران حسين بيك را آوردند ايشانرا بمرادخان كنگرلو كه در سلك امراء استاجلو منتظم بود سپردند و او به جهت رشد و اعتبار خود در خانه خلفا هر چهار را بقتل آورد چنين قرار يافته بود كه هر كس را باويماق بيگانه مىسپردند نگاه ميداشتند و هر كس را باويماق خودش ميسپردند همان لحظه بقتل ميآوردند چهارده روز در خانه خلفا بسر بردند و اكثر امراء بطريق معهود ملازمت در خانه نواب پريخان خانم مينمودند و اين معنى را باعث رفع درجات و زيادتى اعتبار پادشاهى ميدانستند و وكلاى نواب مشار اليها آئين پادشاهانه و توزوك و طمطراق در خانه زياده از زمان شاه جنت مكان طرح نهاده بواب و حاجيان و ملازمان بطريق سلاطين نظم و نسق درگاه مينمودند و اعتقاد نواب خانم اين بود كه چون سلطنت اسمعيل ميرزا بسعى او صورت بست و در زمان شاه جنت مكان نيز ممد و معاون او بود او زياده از شاهزاده سلطانم همشيره شاه جنت مكان در امور پادشاهى صاحب دخل خواهد بود بحسب تقدير بر عكس نتيجه داد و بامراء سخنان كنايه آميز در باب ملازمت در خانه خانم ميگفت نوبتى تصريح كرده گفت كه مگر ياران نفهميده‌اند كه دخل عورات در امور مملكت لايق ناموس سلطنت و پادشاهى نيست و آشنائى مردم بمخدرات استار دودمان عليه قبيح است امراء از حقيقت كار آگاه گشته ترك تردد