اسكندر بيگ تركمان

155

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

تا آنكه در سال مطابق سنه 897 هجرى كه آن بقعهء متبركه چنانچه در صحيفهء دويم اين جريدهء اقبال در محل خود تحرير خواهد يافت بدست اوزبكيه در آمده جناب مولانا را گرفته بماوراء النهر بردند ميانهء او و علماء آن ولايت مباحثات و مناظرات واقع شد با وجود آنكه بشعار اهل بيت تقيه كرده خود را شافعى باز نمود جنابت ماوراء النهر و متعصبان [ 115 ] حضرت حنفى در قتل اوغلو كرده آن عالم سعادت كيش خير انديش را بايكده و قلمتراش بدرجه بلند شهادت رسانيدند و به آن اكتفاء نكرده جسد شريفش را در ميدان بخارا به آتش بيداد سوختند ، رحمة اللّه عليه . مولانا ميرزا جان شيرازى : عالم فاضل متبحر و از علماء دانشور و دانشوران فضيلت گستر در دارالملك شيراز امتياز تمام داشت اكتساب علوم در مدرس خواجه كمال الدين محمود شيرازى كه شاگرد بيواسطه علامة العلمائى مولانا جلال الدين محمد دوانى بود نموده ترقى عظيم كرد در علوم معقول كمتر شده بود در زمان حضرت شاه جنت مكان در خطهء شريفهء شيراز بر مسند تدريس تمكن داشت و جمعى كثير از طلبهء علوم هر ولايت كه به جهت تحصيل مطالب علمى در آن خطه طيبه آمده بودند بحوزه درس او حاضر گشته استفاده علوم عقليه مينمودند و از تلامذهء او اكثر مرتبهء دانش علمى رتبه تدريس يافتند در حكميات تصانيف عالى و بر كتب متقدمين حواشى دقيق دارد در زمان اسمعيل ميرزا باردوى معلى آمده چون علماء درگاه معلى گمان تسنن به او برده بودند او باستظهار شفقت اسمعيل ميرزا از آن مظنه ابا ننموده بلكه باظهار اين معنى زبان گشوده بعد از فوت اسمعيل ميرزا بدينجهت در ايران توقف نتوانست نمود بجانب ماوراء النهر و هندوستان رفت و در آن ولايت رخت هستى بسر منزل آخرت كشيده در عدم آباد عالم خاك مقام گرفت . خواجه افضل الدين تركه : محمد نام است از نژاد قضات تركه دار السلطنه اصفهان بود در اوايل حال باكتساب علوم عقليهء و نقليه پرداخته ترقى فاحش كرد و از اصفهان باردوى سعادت نشان رفت منظور نظر شفقت شاه جنت مكان گرديده بعضى اوقات بشراكت مير علاء الملك مرعشى منصب قضاى عسكر ظفر اثر يافت و در اردوى معلى بامر تدريس پرداخته در مدرس او جمعى تلامذه او بمباحثات و افادات او فيض باب بودند در زمان اسمعيل ميرزا بر خلاف ساير علما بدستور معزز و محترم و اكثر اوقات از زمرهء مجلسيان بود بعد از فوت اسمعيل ميرزا باصفهان رفته بامر قضا كه هميشه در سلسله تركه بود قيام داشت و به جهت ناهموارى حكام و اتراك دامن از شغل درچيده منصب تدريس و خادمى روضهء مقدسهء رضويه يافته در مشهد مقدس معلى بدان شغل شگرف پرداخت در سال قوى ئيل مطابق سنه 991 كه نواب سكندر شأن و شاهزاده عالميان سلطان حمزه ميرزا از يورش خراسان عود نمودند در موكب همايون از مشهد مقدس بعراق آمده در ولايت رى از مطالعهء صحيفهء حيات ديده پوشيده بعالم بقا پيوست . فريد عصر وحيد دهر شيخ بهاء الدين محمد : خلف صدق مرحمت پناه عبدالصمد است و وى از مشايخ عظام جبل عامل و در جميع فنون علوم بتخصيص فقه و تفسير و حديث و عربيت فاضل و دانشمند بود خلاصهء ايام شباب و روزگار جوانى را در صحبت شهيد ثانى و زبدهء جاودانى شيخ زين الدين عليه الرحمه بسر كرده بتصحيح حديث و رجال و تحصيل مقدمات اجتهاد و كسب و كمال مشارك و مساهم يكديگر بودند ، بعد از آنكه جناب شيخ به جهت تشيع بدست روميان بدرجهء شهادت رسيد مشار اليه از وطن مألوف بجانب عجم آمد بعز مجالست مجلس بهشت آئين شاهى