اسكندر بيگ تركمان

149

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

يافت اما به جهت غلوى كه در مذهب تسنن داشت و مينمود و بيملاحظه و محابا پرده از روى كار برداشته بود معزول گرديد چنانچه در محل خود مرقوم ميگردد . شاه عنايت الله اصفهانى : از سادات نقباء دار السلطنهء اصفهان و در درگاه معلى منصب قضاى عسكر ظفر اثر داشت و كما ينبغى بمراسم آن شغل ميپرداخت بغايت متشرع و پرهيزگار بود در زمان اسمعيل ميرزا نصف صدارت عظمى بخدمتش تعلق گرفت در زمان نواب سكندر شأن از آن مهم معزول گشته متوجه وطن اصلى گرديد . مير سيد على شوشترى : وى ولد امجد مير اسد الله صدر است چندين سال من حيث الاستقلال در خدمت شاه جنت مكان بعالى رتبهء صدارت معزز و گرامى بود و در اواخر ايام حيات به جهت كبر سن و شيخوخيت از آن شغل دامن در چيده بخلف صدق خود مير سيد على مذكور وا گذاشته و او بعضى اوقات بنيابت پدر عالى گهر و بعضى اوقات اصالة بشراكت مير محمد يوسف استرابادى بدان خدمت [ 111 ] مشغول بود بعضى اوقات متولى سركار فيض آثار رضيه رضويه شد و در مشهد مقدس معلى اقامت داشتند سيد بزرگ آدمى پاكيزه روزگار و بفضايل حميده و اطوار پسنديده موصوف بود در ايام منصب دامن همت و پرهيزگارى خود را بلوث طمع آلوده نكرده آباء و اجداد ايشان در ولايت شوشتر بغايت بزرگ و محترم و مرجع خلايق بوده‌اند مير عبدالوهاب برادر او از غايت دولتخواهى و حسن خدمات بمرتبهء امارت دزفول سرافراز شده حكومت شرعيات و عرفيات آن ملك برأى و رويت او مفوض شده بود . مير كمال الدين محمد استرابادى و مير ابوالقاسم اصفهانى : متوليان سركار فيض آثار رضيهء رضوية كه تا حين حيات شاه جنت مكان هر دو بامر توليت واجبى و سنتى آن سركار فيص آثار مشغول بودند . مير كمال الدين از سادات عظام استرآباد و مير ابوالقاسم از سادات خليفهء اصفهان بود بسادات مازندران اشتهار داشت و در اواخر زمان حضرت شاه جمجاه بخدمات سركار فيض آثار منصوب گشته مير كمال الدين بتوليت سنتى و مير ابوالقاسم بتوليت واجبى قيام داشتند . غرض از عبارت سنتى آنست كه سيورغالات و آنچه سركار خاصه شريفه به جهت مصارف السركار از مصالح شيلان و وظايف خدام و مدرسان و ارباب وظايف و ادارات سادات و عملاء و فضلاء و ارباب استحقاق داده ميشد چون اختيار صرف حضرت خاقان جنت آشيان داشتند آن را سنتى مينامند و حاصل اوقات و نذروات كه مصرف معين دارد بموجب شروط واقفين عمل ميبايد كرد آن را واجب مىشمارند . ميرزا ابراهيم همدانى : از سادات طباطباء الحسينى است . پدرش در همدان منصب قضا و تصدى امور شرعيه داشت و او مدتى در خدمت ميرزا مخدوم اصفهانى تلمذ مينمود و در دار السلطنه قزوين در خدمت علامة العلمائى مير فخر الدين سماكى اشتهار داشت اكتشاف علوم عقليه نموده در حكميات ترقى عظيمى كرد بعد از ارتحال شاه جنت مكان در همدان منصب موروثى قضا داشت . اما خود كمتر متحمل مشاغل امر قضا ميشد نايبانش بقطع و فصل مرافعات ميپرداختند و جناب ميرزا خلاصهء اوقات شريف خود را صرف مطالعه و مباحثه كرده جمعى كثير از طلبه علوم در حوزه درس او مستفيض ميشدند و در معقولات و حكميات كتب و حواشى دقيق مثل رسالهء اثبات واجب قديم و جديد و شرح شفاى شيخ ابو على و حاشيه شرح اشارات و غير ذلك دارد . در زمان دولت حضرت اعلى شاهى ظل اللهى مكررا