اسكندر بيگ تركمان

150

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

باردوى معلى آمده منظور نظر عنايات خسروانه و بسيورغال و ادرارات مرغوب معزز و بانعامات وافره بهره‌ور گشته چنانچه يك مرتبه هفتصد تومان عراقى عوض قرض او از خزانهء عامره شفقت شده و او را از ديون مسلمين سبكبار گردانيدند . مجملا سخنان او را معقولات علماء و فضلاء و دانشمندان آن روزگار مصدق ميداشتند در سال ئيلان ئيل مطابق ست و عشرين و الف كه از سفر گرجستان رخصت يافته روانهء همدان ميشد در راه مراحل زندگانيش طى شد . مير جعفر محتسب الممالك : وى ولد مير راستى از سادات طباطباء الحسينى است نسبت قرابت قريبه بسادات عظام عبدالوهابيه داشت . در خدمت شاه جنت مكان برتبهء احتساب ممالك سرافرازى يافته تا حين حيات بدان منصب معزز و مكرم بود در آغاز جلوس همايون اعلى شاهى ظل اللهى عالم فانى را بدرود كرد . وى بسيار سيد نيكو اخلاق درويش منش شكفته طبع پسنديده اطوار بود . ميرزا عبدالحسين : ولد مير فصيح او نيز از سادات حسينى و باميره جعفر عمزاده بودند و چون والدهء مشار اليه از نژاد بنات مكرمه دودمان جهان شاهى بود او را ميرزا عبدالحسين جهان شاهى مىگفتند در دار السلطنه تبريز در جوار بقعه رفيعه جهانشاهيه اقامت داشت و توليت بقعهء مذكور كه بمظفريه مشهور است از جانب مادرش به او متعلق بود در زمان نواب سكندر شأن و ايام حكومت امير خان تركمان كلانترى دار السلطنهء تبريز به او تعلق گرفته بسيار ذيشأن و معتبر بود در فترت روميه بعراق آمده بعد از فوت مير جعفر محتسب الممالك شد و در همان ايام رخت امل بسرمنزل آخرت كشيد . شاه عبدالعلى يزدى : از سادات رفيع القدر عظيم الشأن دارالعبادهء يزد بود و پدران او در ولايت بم كرمان بوده‌اند و بدارالعبادهء يزد نقل نموده‌اند مشار اليه در آنجا بقطع و فصل مرافعات شرعيه اقدام مينموده‌اند بغايت پرهيزگار و بيطمع بود نسبت قرابت بسلسلهء عليهء نوربخشيه داشت و در اسانيد شرعيه مهر و سجل او موثوق بخلق آن ديار بود . مير كلان استرآبادى : از سادت عظام دارالمؤمنين استرآباد و اقوام علامة العلماء مير فخر الدين سماكى بود در علم فقه مهارت تمام داشت بغايت بذله‌گو و خوش طبع و متدين و متقى و پرهيزگار بود و بنهايت ذات اشرف شاه جنت مكان بتوليت محال وقفى حضرات چهارده معصوم [ 112 ] عليه السلام شاهزاده مرحوم مغفور شاهزاده سلطانم همشيره اعيانيه آن حضرت وقف نموده توليت بذات اشرف اقدس آن حضرت و بعد از او بهر يك از اولاد نامدارش كه مسند نشين تخت شاهى و جالس سرير پادشاهى باشد تفويض نمود قيام داشت و بوفور ديانت و راستى موصوف بود . مير سيد على خطيب : او نيز از سادات استرآباد بود در درگاه معلى منصب خطابت داشت و بعضى اوقات محتسب الممالك بود و در امر معروف و نهى منكر مبالغه بسرحد افراط ميرسانيده چنان كه مشتبه برياء و اغراض دنيوى ميشد و از تندى مزاج و استيلاى نفس اماره طبقهء علماء و فضلاء با او ملاحظه زندگانى ميكردند و با وجود آن از دست و زبان او نميرستند . مير طاهر كاشى : از سادات كاشان و در درگاه معلى دست افزار ميرسيد على خطيب بود . مير زين العابدين : او نيز از سادات كاشان است بميره كله اشتهار داشت داماد مير يحيى