اسكندر بيگ تركمان

145

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

ديگرى از طبقهء سادات ممالك مير ميران يزدى و او پسر شاه نعمت الله است كه بشرف مصاهرت اين دودمان سرافرازى داشت و مريدان سلسلهء شاه نعمت الله ماضى مشهور بشاه نعمت الله ولى با او پير مريدانه سلوك كرده اقتباس انوار سعادت مينمودند و او مورد تربيت و اشفاق شاهانه بوده صاحب سيورغالات كلى بود و حاصل املاك و ادارات مسلميات آن سلسله قريب بپجهزار تومان ميشد و بيمن عاطفت و الطاف شاهنشاهى در دارالعباده يزد بر مسند عظمت و اقبال تكيه كرده روزگار بعشرت و كامرانى ميگذرانيد و از اولاد و امجاد شاه نعمت الله و شاه خليل الله هر دو بشرف مصاهرت اين دودمان سربلندى يافتند چون جناب مير حنوق تربيت اين دودمان را منظور نداشتند و در زمان نواب جهانبانى سلطان حمزه ميرزا در مبادى جلوس حضرت اعلى شاهى ظل اللهى ارتكاب بعضى امور نالايق خصوصا موافقت بيكتاش خان افشار كه دم از عصيان و طغيان ميزد و ديگر اعمال كه منافى اخلاص بود نموده سرانجام كار او درين دولت ابد پيوند بوبال و نكال كشيد خاطر اخلاص گزين رخصت نميدهد كه كماهى احوال و علو شأن و بزرگى و بزرگ منشى جناب ميرزا حسب الواقع در قلم آورد . شاه قاسم نور بخش : از اولاد و احفاد كرام قدوة المساكين سيد محمد نوربخش است كه در قصبهء طرشت رى مسكن داشته‌اند و آثار نجابت و بزرگى و علو شأن از ناصيهء احوالش نمايان و احوال زاكيه‌اش مذكور السنه و افواه عالميان و خود در درگاه معلى منظور انظار عواطف و الطاف شاهى و مرجع مريدان سلسلهء نوربخشيه بود در ولايت رى و شهريار و آن حدود ضياع و مزارع مرغوب داشت و از جانب اشرف نيز بسيورغالات از اكثر سادات قلمرو همايون امتياز داشت . مير سيد حسين الحسينى جبل عامل : دختر زادهء خاتم المجتهدين شيخ على عبدالعالى در زمان حضرت شاه جنت مكان از جبل عامل آمده مدتى در دارالارشاد اردبيل بتدريس و شيخ الاسلامى و قطع و فصل مهام شرعيه قيام داشت بعد از آن بدرگاه معلى آمده دعوى اجتهاد مينمود و منظور نظر حضرت شاه جنت مكان گرديد صاحب نفس و فطرت عالى و طبع كامل و حافظه عالى عظيم بود گاهى متوجه فيصل قضاياء شرعيه اردوى معلى بوده جمعى كثير همه روزه بمحكمه عليه‌اش رجوع مينمودند و در اسانيد شرعيه كتاب و ناسان محكمه حسب الفرموده جناب مير توقيع او را سيد المحققين و سند المدققين وارث علوم الانبياء و المرسلين خاتم المجتهدين مرقوم ميساختند اگر چه علماء در اينباب سخن داشتند و غايبانه اذعان نمينمودند اما هيچيك از فحول علماء در معرض اين گفتگو نتوانستند درآمد بغايت فصيح البيان و مليح اللسان بود در خدمت حضرت شاه جنت مكان هر عقدهء كه هيچيك از اركان دولت حتى شاهزادگان عالى منزلت گشاد نميتوانستند داد بجناب مير توسل جسته ملتمسات او در خدمت آن حضرت باجابت مقرون بود و امداد او بخلق الله خصوصا گرفتاران حادثهء روزگار بسيار ميرسيد تصاتيف بسيار در فقه و حقيقت مذهب اثنى عشرية و رد مذاهب مبتدعه دارد . مير فخر الدين سماكى : عظام موضع سماك دارالمؤمنين استراباد و از افاضل علماء و دانشمندان عصر و از تلامذهء فخر السادات و العلماء امير غياث الدين منصور شيرازى بود