اسكندر بيگ تركمان

134

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

و از جملهء سرارى حضرت شاه جنت مكان بود در حين ارتحال والد بزرگوار بيست ساله بود لله‌گى جناب ميرزا بامراء عظام استاجلو تعلق داشت و در ميان استاجلو نشو و نما يافت بسيار قابل و مستعد و خوش سيما بود در ايام تسخير گيلان بيه پيش كه گيلانيان يك دو مرتبه ياغى شده لشكر بر سر ايشان تعيين شد جناب ميرزا نيز بدان خدمت مأمور گشته فيروز جنگ آمد و رتبهء ايالت يافته صاحب جيش و لشكر بود بعد از آنكه نظر سلطان لله ميرزا فوت شد لله‌گى او بحسين بيك يوزباشى كه بجاى نظر سلطان مرتبهء ايالت يافت در كل مواد با سلطان حيدر ميرزا متفق بود بعد از رحلت شاه جنت مكان كه امراء استاجلو بپادشاهى سلطان حيدر ميرزا اتفاق نموده بدولتخانه رفتند جناب ميرزا رفيق ايشان بود بعد از شهادت سلطان حيدر ميرزا كه تفرقگى در ميانه اتباع او افتاد جناب ميرزا از قزوين بيرون رفته بميانهء ايل بيات كه ملازم ميرزا بودند رفت حاجى اويس سلطان بيات ميرزا را بدست آورده به خدمت اسمعيل ميرزا آورد او را بپيره محمد خان استاجلو سپردند امراء استاجلو صلاح خود را در افناء و اعدام شاهزاده تصور نموده در خانهء پيره محمد خان آن شهزادهء نوجوانرا بخبه هلاك كردند چنانچه در طى وقايع سلطنت اسمعيل ميرزا مذكور خواهد شد . فرزند ششم آن حضرت سلطان محمود ميرزا است كه از جوارى آن حضرت متولد گشته در حين سلطنت پدر بزرگوار هيجده ساله بود يك مرتبه بحكومت گيلان بيه پيش منصوب گشته در بلدهء لاهيجان اقامت داشت به جهت ياغيگرى و فتنهء گيلانيان حسب الامر بيرون آمد در اواخر زمان شاه جنت مكان بحكومت شيروان منصوب گشت اوس خان بلله‌گى و اتاليقى مقرر گشت اما تا حين ارتحال پدر بزرگوار در پايهء سرير اعلى توقف نموده بشيروان نرفت و در ميانهء طايفهء روملو بسر نبرده پسران اوس خان متكفل خدمت بودند و چون امراء اسمعيل ميرزائى بودند جناب ميرزا درين امر با ايشان متفق بود در زمان سلطنت اسمعيل ميرزا با يك پسر طفلى كه داشت و محمد باقر ميرزا موسوم بود شربت شهادت چشيد چنانچه مذكور خواهد شد . فرزند هفتم آن حضرت امام قلى ميرزا است كه از همشيرهء زال بيك گرجى كه از معتبران طبقهء گرجيه بود متولد گشته در زمان رحلت پدر بزرگوار چهارده ساله بود و حضرت شاه جنت مكان او را والى لاهيجان كه دارالملك و حاكم نشين گيلان بيه پيش است گردانيده در آن خطه اقامت داشت و پيره محمد خان استاجلو لله ميرزا بود در زمان جلوس اسمعيل ميرزا كه پيره محمد خان از گيلان بيرون آمده باستقبال او رفت جناب ميرزا را همراه آورده در النك قراباغ زنجان رود بملازمت برادر رسيد چند گاه بحسب ظاهر منظور نظر مرحمت و اشفاق بود تا آن كه در دار السلطنهء قزوين بمرافقت ساير برادران وداع عمر و زندگانى كرده بعالم آخرت شتافت چنانچه مذكور خواهد شد . فرزند هشتم آن حضرت سلطانعلى ميرزا است كه برادر مادرى سلطان مصطفى ميرزا است و در آن وقت چهارده ساله بود و در بلدهء گنجه اقامت داشت ابراهيم سلطان زياداغلى بيگلربيگى قراباغ للّه ميرزا بود در زمان اسمعيل ميرزا آقايان قاجار حسب الامر باردو آوردند چندگاه بعد از شهادت شاهزادگان بقزوين رسيده بملاقات برادر فايز گرديد بفرمودهء اسمعيل ميرزا مكحول و معدوم البصر گرديد و تا حين تحرير اين صحيفه در قيد حيات است و اليوم در ظل عاطفت و اشفاق حضرت اعلى شاهى ظل اللهى معزز و گرامى و آسوده حال روزگار ميگذراند .