اسكندر بيگ تركمان

135

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

فرزند نهم سلطان احمد ميرزا است كه حضرت شاه او را سلطان احمد بغدادى خطاب ميفرمودند والدهء او از جمله جوارى بود و در هنگام رحلت آن حضرت سيزده ساله بود امير اصلان سلطان ارشلو افشار لله ميرزا بود چند گاه او را در اصفهان نگاه ميداشت و در آن حين حسب الامر باردو آورده در خدمت پدر نامدار معزز و گرامى بود چون طايفهء افشار خصوصا ارشلو در سلك هواخواهان اسمعيل ميرزا بودند او نيز بتبعيت لله تابع آن حلقه بود در زمان اسمعيل ميرزا او نيز بطريق ساير شهزادگان راه عدم پيمود . و بنات مكرمهء حضرت شاه جنت مكان هشت نفر بودند : ذكر اسامى بنات شاه طهماسب اول اول گوهر سلطان بگم كه در حبالهء نكاح سلطان ابراهيم ميرزاى ولد مرحوم بهرام ميرزا بود و چند روز بعد از واقعهء ميرزا از بسيارى ناله و زارى و اندوه و سوگوارى پهلو بر بستر ناتوانى نهاده عزيمت سفر آخرت نمود و سواى يك دختر فرزندى ديگر نداشت . دويم پريخان [ 103 ] خانم است كه نامزد بديع الزمان ميرزاى ولد بهرام ميرزا بود اما هنوز به تصرف او در نيامده بود در خدمت والد بزرگوار معزز و گرامى و بغايت معتبر بود و خلايق در مهام مشكله به خدمت عليه‌اش توسل جسته بوسيلهء ايشان صورت مييافت و از وفور عقل و دانش در ملازمت همايون اعلى مشير و مشار اليه بود برخى از حالات او در وقايع ايام بيمارى شاه جنت مكان گذشته و سطرى از احوالش بعد از اين مرقوم ميگردد مجملا بعد از رحلت شاه جنت مكان در تمشيت اسمعيل ميرزا سعى بسيار كرد و آبروئى نيافت بعد از واقعهء او در جلوس نواب سلطان محمد ميرزا بخدمتش بد مظنه شده از ميان برداشته و شرح آن بتفصيل در اين كتاب در محل خود گزارش خواهد يافت . سيم خديجه سلطان بيگم كه در حبالهء جمشيد خان والى بيه‌پس بود بعد از واقعهء جمشيد خان در زمان فرمانروائى حضرت اعلى همايون شاهى ظلل اللهى بحبالهء نكاح شاه نعمت اللّه ولد مير ميران يزدى درآمد و الى غايت در قيد حياتست دو پسر از جمشيد خان داشت هر دو عالم جوانى رحلت نمودند . چهارم زينب بيگم كه شاه على بيك شاملو قورچى شمشير لله‌اش بوده حورى خان خانم از بنات معظمهء گرجستان بود اسمعيل ميرزا او را بعلى قلى خان نوادهء دورميش خان شاملو كه بحكومت هرات فرستاده و او معقودهء او بود اما به تصرف او در نيامده بود بسيار عاقله و رحمة للعالمين است در زمان حضرت اعلى شاهى ظل اللهى بانوى حرم عليهء عاليه و در خدمت آن حضرت قرب و منزلت عظيم داشت و تا تحرير اين كتاب در حرم عليهء عاليه معزز و محترم است خيرات و مبرات از او بظهور ميآمد اميد عمر طبيعى يابد . پنجم مريم سلطان بيگم همشيرهء اعيانى عليا جناب عليهء عاليه مذكوره است در زمان نواب سكندر شأن سلطان محمد پادشاه بحبالهء خان احمد سلطان والى گيلان بيه پيش درآمد و بعد از آنكه خان احمد از اين دولت رو گردان شده چنانچه در محل خود گزارش خواهد يافت بروم رفت شهزادهء ماضيه كه از خان احمد داشت بدودمان پدر نقل نموده در زمان حضرت اعلى شاهى