اسكندر بيگ تركمان
91
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
آمد و ايالت آن ولايت را ببرادر عالى گهر خود ناصر ميرزا تفويض فرموده بكابل بازگشت و چون شيبك خان اوزبك از واقعهء قندهار خبردار گرديد با جنود بيشمار متوجه آن ولايت شد اولاد امير ذوالنون باستقبال او شتافته چرخچى لشكر اوزبك شده بر سر قندهار آمدند ناصر ميرزا روزى چند حصارى شده عاقبت مملكت گذاشته نزد برادر بكابل [ 69 ] رفت شيبك خان بدستور زمام ايالت و دارائى آن ولايت را به كف كفايت ارغونيان داده مراجعت نموده بعد از ظهور و خروج حضرت خاقان سليمان شأن كه خان شيبانى بتيغ جهانگشاى آن حضرت كشته گشته مملكت خراسان بحيطهء تسخير آن پادشاه جنت آشيان درآمد شجاع بيك عريضهء اخلاص و پيشكش فرستاد و چند گاه قندهار بدستور در تصرف او بود و بشاهزادگان كامكار و بيگلربيگان قزلباش كه در هرات اقامت داشتند بازگشت مينمود تا آنكه ظهير الدين محمد بابر ديگر باره از كابل لشكر بقندهار كشيده محاصره نمود شجاع بيك چندگاه قلعهدارى نموده مدت محاصره به امتداد كشيد بالاخره استغاثه بدورميش خان شاملو بيگلربيگى هرات نمود و از او استمداد كرد دورميش خان از خدمت پادشاه التماس نمود كه چون شجاع بيك اظهار اخلاص و غلامى درگاه شاهى مينمايد صداقت و ارتباط ما بين آنست كه متعرض حال او نگردند بابر پادشاه حسب الالتماس دورميش خان دست از محاصرهء قندهار بازداشته بكابل عود نمود شجاع بيك ملاباقى نام معتمدى در قندهار گذاشته خود بخراسان رفت و در زمان غيبت مشاراليه آن معتمد نااعتماد اظهار انقياد و دولتخواهى جناب بابرى كرده مملكت به تصرف بابريان داد و حضرت بابر پادشاهى آن ولايت بپسر خود ميرزا كامران داد و از تاريخ مذكور قندهار در تصرف گماشتگان ميرزا كامران بود بعد از جلوس همايون حضرت شاه جنت مكان در شهور سنهء احدى و اربعين و تسعمائة كه يازده سال از جلوس آن حضرت گذشته بود كه سام ميرزا هوس تسخير قندهار نموده بر سر قندهار رفت خواجه كلان كه از قبل ميرزا كامران حاكم بود قلعه را كشيده هشت ماه بلوازم قلعهدارى قيام نمود ميرزا كامران در لاهور جنود فراوان فراهم آورده بكومك رسيد بين الفريقين محاربهء عظيم بوقوع پيوسته چون بيرضاى مرشد كامل مرتكب آن يورش شده بودند تأييد نيافتند و اغزيوار خان در آن معركه بقتل رسيد و سام ميرزا بيحصول مقصود بازگرديد و ميرزا كامران خواجه كلان را بدستور در قندهار گذاشته عود نمود در سنهء ثلاث و اربعين و تسعمائة كه موكب همايون شاه جنت بارگاه نوبت ششم جهة دفع فتنهء عبيد خان بخراسان آمد بارادهء تسخير قندهار و انتقام جماعت چغتاى كه بمحاربهء قزلباش دليرى كرده بودند از دارالسلطنهء هرات عنان عزيمت بدان صوب انعطاف دادند چون طنطنهء رايات جلال در آن حدود بلند آوازه گشت چتر همايون فال سايهء وصول بر آن ديار انداخت خواجه كلان چنانچه در طى آن احوال سمت تحرير يافت تاب توقف نياورده بجانب سند رفت و گنجى خواجه را كه در قندهار گذاشته بود باستقبال موكب همايون شتافته كليد قلعه سپرد و ولايت مذكور بحيطهء تصرف اولياء دولت قاهره آمده ايالت و دارايى آن ملك بيوداق خان قاجار شفقت شد بعد از معاودت خسرو آفاق بجانب عراق ميرزا كامران ديگر باره لشكرى فراهم آورده از لاهور با غلبهء تمام بقندهار آمد و چون حضرت شاه جنت مكانرا در عراق و آذربايجان به جهت آمدن سلطان روم و ياغيگرى القاس مشاغل عظيمه پيش آمده فرصت يورش خراسان نبود بوداقخان در آئين سپاهيگرى باقتضاى وقت عمل نموده خود را محصور نساخته مملكت بازگذاشت و ميرزا كامران استحكام قلعه داده بازگشت و در سنهء احدى و خمسين و تسعمائة كه پادشاه مرحوم محمد همايون پادشاه ابن بابر پادشاه از صولت سپاه افغان از ولايت هند بايران آمد و در خدمت حضرت شاه جنت مكان در مهم قندهار از ناهموارى ميرزا كامران اظهار خجالت