اسكندر بيگ تركمان
71
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
اسمعيل ميرزا عنايت فرمود كوكجه سلطانرا در خدمت شاهزاده گذاشته معاودت فرمودند چون القاس فرار كردن القاس ميرزا و ملحق شدن او بسلطان روم ميرزا روزى چند در استنبول اقامت نمود بسخنان كاذبه و اقاويل باطله شور افزاى دماغ خواهش سلطان سليمان گرديده در سنهء خمس خمسين و تسعمائة گروهى انبوه و لشكرى كوه شكوه از ممالك روم و شام و مصر و بلاد قرامان و ديار ربيعه و عراق عرب جمع آورده با توپ و عرابه و ضربزن بسيار و ينكچريان بيشمار از استنبول بيرون آمده روى توجه بولايت عجم آورد شاه عاليجاه نيز از دار السلطنه تبريز بعزم ستيز بيرون آمده يك ماه جهت جمعيت سپاه در شنب غازان اقامت فرموده در آنجا اسمعيل ميرزا با لشكر شيروان و ساير امراء و حكام از اطراف و جوانب رسيده باردوى همايون ملحق شدند و شاه و الا جاه مردم كارآگاه فرستاده سر راه مخالفانرا از تبريز تا سرحد روم آتش زده از غله و كياه اثر نگذاشتند مردم تبريز قنوات را چنان مسدود ساخته بودند كه آب به جهت آشاميدن ناياب بود مأكولات على هذا القياس از امراء عظام عبدالله خان استاجلو را باتفاق بدرخان استاجلو و حسين خان سلطان روملو و شاهويردى [ 53 ] سلطان زياد اغلى و غيرهم منقلاى سپاه گردانيده به طرف مرند فرستادند و موكب ظفر قرين بييلاق تنگيز توجه فرموده علفزارهاى آن ييلاق محل نزول شهريار آفاق گرديد چون سلطان روم بدين مرز و بوم رسيد اولامه تكلو را با جمعى از جنود روميهء بمحاصره قلعهء وان فرستاد و از خوى القاس ميرزا را با بعضى از پاشايان و سنجق - بيكيان تا موازى چهل هزار كس بر سر امراء منقلاى بمرند ارسال داشت و خود با بقيهء سپاه رزم خواه بجانب تبريز در حركت آمد امراء عظام كه بمرند رفته بودند زياد اغلى را با جمعى از مبارزان جنود اقبال بقراولى فرستاده بودند بمقدمة الجيش روميان رسيده ميانهء ايشان جنك عظيم و نبرد قوى اتفاق افتاده از زياد اغلى در آن جنگ مردانگيها بظهور آمد و امراء كه در چمن مرند اقامت داشتند از كثرت جنود روم كه فوج فوج ميرسيدند احتياط ورزيده خود را به طرف كوه كشيدند و جمعى را به جهت خبرگيرى در مرند گذاشته بودند . القاس ميرزا و روميان كه بمرند رسيدند دلاوران قزلباش كه بخبرگيرى مانده بودند بعزم دستبرد خود را بديشان نموده طرح جنگ انداختند و عنان كشيده سپاهيانه جنگ ميكردند روميان بملاحظهء آنكه آن فوج قليل مبادا كومك كثير در كمين داشته باشند بجنگ دليرى نميكردند بالاخره فيما بين حربى صعب و پيكارى قوى بوقوع پيوسته قزلباش جنگ كنان بامراء پيوستند و روميان از جلادت و مردانگى آن فئهء قليل انديشيدند چون عبداللّه خان و امرأ قزلباش از چمن مرند رفته بودند ايشان نيز صلاح در مراجعت دانسته از آنجا بازگشته در چرنداب تبريز بسطان سليمان ملحق شدند و عبداللّه خان و امراء نيز در ييلاق اشنكيز بموكب همايون پيوستند حضرت شاه و الا جاه جنت بارگاه مبارزان جنود اقبال را به اطراف و جوانب معسكر روميان تعيين نموده دستبردهاى نمايان كرده شب و روز مخالفان را آسوده نميگذاشتند و هر روز جمعى را بدست آورده بقتل ميرسانيدند چنانچه روميه بطلب آذوقه از اردوى خود قدم بيرون نميتوانستند نهاد آذوقه و عليق الدواب در اردوى روميه حكم عنقا گرفته غنى و فقير از فقدان نان نگران بودند و روميان از استيلاى جوع شروع در غارت شهر كردند اما از جنس مأكول چيزى بدست ايشان در نميآمد و در عرض چهار روز كه سلطان سليمان در شهر تبريز اقامت داشت چندين هزار اسب و استر از بيقوتى از قوت افتاده بچراگاه عدم شتافتند