فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
17
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
اجتهادات او در نوبت خلافت كار ملك و ملّت بىمخافت ساخته و طنطنهء اسلام در اقصاى نيمروز و خراسان « 1 » انداخته . نهال دين متين ( 9 - ر ) در جويبار ماوراء النهر به عهد او سر كشيده و به گوش اهل سمرقند در زمان او سمرقند اسلام رسيده است . در شامگاه عصر خلافتش آفتاب دين عالمتاب در اقاصى مغرب طالع گشته و نور ملّت در ظلمات هندوستان به دور او لامع شده . در يوم الدّار خانهء قرارش چون كوه ثبير راسخ بوده و با وجود هدم ظالمان جدار اصطبارش چون جبل أحد شامخ تا از تلخى جور ظلمه ، شربت خوشگوار شهادت چشيده است و ياقوت خونش بر درّ مكنون فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ [ 2 / 137 ] چكيده است . ابيات آن كه منشور جود و احسان است * شيخ عثمان ابن عفّان است از عطايش فلك كند آزرم * از حيايش مَلَك بود در شرم از عطا برد و شرم بخشيده * وز حيا بُردِ شرم پوشيده سعى كردن به جمع قرآنش * گوييا آيتىست در شأنش جود او موجب سرور نبى * خانهاش روشن از دو نور نبى مال اگر داشت صرف حقّ مىكرد * كار دين را بر آن نسق مىكرد مال او خون دشمنان مىخورد * گنج او رنج دوستان مىبرد نى چون مال تو مار مانا بود * نى چو گنج تو رنج افزا بود رضى اللّه عن ابي عمرو * ما اقتفى أثره اولو الأمر ( 9 - پ ) مناقب مرتضى على رضى اللّه عنه چهارم خلفاى كرام كه چون خورشيد اوج چهارم نور كمالش آفاق را منوّر ساخته است و
--> ( 1 ) . K : خوراسان