فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

مقدمهء مصحح 59

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

از ورود حوادث زمان و پريشانى همچو دفتر بىشيرازه است . « 1 » نمونهء دوم ، زمانى كه از مطالب شرع ياد مىكند ، واژگان مربوط به احتساب و شهردارى را به خدمت مىگيرد : جماعت محتسبان زواياى خانه‌ها را از لوث پيمانه‌ها پاك نمايند و دختر زانيهء رز را در گو كرده به حجر و مدر رجم كنند . . . هر كه به تراش ريش دستى پيش كند ، استره‌وار سر در ميان دو شاخه بيند . . . ماه تنبگ شكسته و زهرهء دف گسسته . . . چنگ خميده اشك حسرت بر تارها پاشيده . . . « 2 » نمونهء سوم : اگر سخن از مردم عالم و دانشمند و اهل قلم در ميان است ، با استفاده از واژگان مربوط به كتاب چنين ياد مىكند : نوبتى در خدمت قاضى القضات صفى الاسلام و الدّين قاضى عيسى صدر عزم عيادت آن صاحب سعادت كردم . چون در آمدم هيكل قاف مانندش همچو وسط كاف كوفى باريك شده و ديده‌هاى برومندش از اثر اجل تاريك گشته . . . « 3 » در اين كتاب القاب و عناوين دربارى جايگاه خاصّى دارد و مىتواند راهنماى ارزشمند و مفيدى براى شناخت طبقات اجتماعى ، قوميت‌ها ، مناصب و مشاغل آن روزگار به شمار آيد . لغات تركى و مغولى در اين اثر نسبت به منابع ديگر اين دوره در حدّ اعتدال به كار رفته است و اين يكى از ويژگىهاى ارزشمند كتاب است كه در فهرست پايان كتاب در بخشى به نام « واژگان » به صورت الفبايى با معنى دقيق و مقتضى حال گنجانيده شده است . فضل اللّه در عالم شعر و شاعرى نيز دستى داشته و در اين زمينه اشعارى از وى بر جا مانده ، امّا از جهت كيفيت با شعرهاى خوب شاعران هم عصر او قابل مقايسه نيست . در متن عالم آرا ، تخلّص او « امين » است و گاهى در بالاى اشعار با نوشتن « لمؤلفه » ، تعلّق اين اشعار را به خود مشخص مىكند .

--> ( 1 ) . عالم‌آراى امينى ، 162 . ( 2 ) . همان ، 314 . ( 3 ) . همان ، 319 .