فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

496

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

مهر رويت همچو روى مهر پر نور است و باد 141 ميان طبع و ستم خشمت آتشين بار 136 مىفشاند برگ زرد از شاخ دل 286 مىكند بيخ سرور كهنه را 286 مىكنم پوست از سر دشمن 53 مىنمكى دان جگر آميخته 312 ناشده آن قميص تا بوده 409 ناطقه چون رغبت افلاك كرد 286 ناگاه وزيد باد قهرى 320 نام نيكوست ز آدم مانده 41 نرگس چو كرشمه ساز كرده 320 نسخهء او چو لوح محفوظ است 38 نسخه‌اى از محاسن آفاق 38 نسب نامى او از همه پيش 41 نسيمى كو ازين بستان برآيد 45 نطع فلك همچو زمين خاك او 261 نفير از مهابت چو ناقور بود 290 نگنجيده جبين آن يگانه 257 نگويم تا چگونه يا كه چونى 6 تنگ هوا نام ترا بشكند 309 نوبت پيرىست و محتاجى 94 نه آغازش بود پيدا نه انجام 6 نه آن دردىست بر دل امشبم ، كز وى توان گفتن 338 نه جوشن كه از تيغ بودى پناه 99 نه كه زنده شوى كه ژنده شوى 312 نه هر كه طرف كله كج نهاد و تند نشست 253 نيابم حقّ وصفش يك سر موى 6 نى چو مال تو مار ما نابود 17 نيست دشوار پيش خاطر ما 353 نيست گردانى به يك دم عالمى 385 نى سرو در او بماند و نى گل 320 ور اقبال دولت غلامت شود 357 وفا گر ز ملك جهان آمدى 415 وقت خزان بود و گه برگ ريز 323 وقت دورى آمدست از يار خود عشاق را 338 وقت سودا كه آتش انگيزد 418 وقت عذر آوردن است استغفر اللّه العظيم 308 و گر بخت بخشد ترا داورى 357 و گر همچو خاك انكسار آورى 188 و گر هفت اقليم روى زمين 357 و ليكن از آن آسمانى كند 12 وه كه به نو آفتاب بخت برآمد 158 وه كه روز دورى دلدار نزديك آمدست 338 هدايت گر نجويد مرد گمراه 6 هدف سينهء كجا كه نديد 317 هر آن برگى كه تابستان همى ريخت 168 هر آن كس كه در پيش او سر كشد 58 هر آن كس كه راه وفا را گذاشت 195 هر آنكو ميسّر بود دولتى را 138 هر برگ بنفشه كز زمين مىرويد 59 هر جا كه تافت پرتو خورشيد عدل تو 281 هر جوان بر سمند ابر عنان 284 هر چند جوان ، دلير و مردم فگن است 81 هر چه به زير فلك ارزق است 112 هر درختى كه در او بر زده سر 383 هر سال صد به ذات كسى تازه است و باد 158 هر سرّ كه از آن دقيقتر نيست 46 هر سو كنار آبى ، بنشسته نازنينى 398 هر طرف كو به شهقه روتاب است 308