فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

497

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

هر قبر كه ديدم ، بر او مىگريم 321 هر كجا نوحه گران صف زده شيون گويند 338 هر كه بينى به مال رام شود 258 هر كه شفتالوى او را شكند 383 هر كه نام جاودانى بايدش 264 هر كه نشنيدست روزى بوى عشق 257 هرگز كسى نداد ازين سان نشان برف 115 هرگز كميتى چو آتش سوزان 308 هر گل كه به باغ جان نهفته 46 هر نيزه به دست نوجوانى 285 هر نسيمى كو ازين بستان رسيد 44 هر ورق در خلال اين دفتر 38 هر ورقى چهرهء آزاده‌اىست 59 هر يكى گوهر سحاب كرم 21 هزاران جان مقدّس فداى آن خسرو 118 هزاران درود و هزاران سلام 120 هست بر اوج چرخ احسان ، بدر 19 هفت پيكر ز شاه يافته نور 365 هم او مقصد از كيقباد و كى است 37 هم جوانمرد و هم كريم خصال 242 همچو دف پشت كرده بر مردم 371 همچو يوسف به زهد پاك بدن 409 همه تسبيح و حمد مىگويند 168 همه ذرّات عالم را به او راه 5 همه رنج و بلا آفت آمد شكل دلجويش 338 همه عالم گواه قدرت اوست 5 همه كامى به كام دل مكمّل 414 همه كس داند اين كز عقل بيرون است كار من 338 هميشه اوج حشمت داشتى جا 349 هميشه بخت بادا ياور او را 324 هميشه جهان مصر محبوب باد 296 هنگام بهار و وقت فيروزى شد 133 هيچ كس از بند خود آزاد نيست 259 ياد مىداد گردش ايّام 365 يعقوب درون بيت الاحزان 9 يعقوب‌وار ديدهء امّيد بر فروز 3 يك خلوت تست شام معراج 9 يوسف آسا نموده آن محبوب 410 يوسف ز درون قعر چاهش 9