فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
494
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
كارى بكرد همّت پاكان روزه دار 313 كجا تاب آورد در روى عالم 276 كجا رفت آن همه شوكت كجا رفت 363 كجا رفت تيغ نبردىّ او ؟ 99 كجا شد سوارى كه چون ميل داشت 99 كرا تاب قهر الهى بود 238 كرده تصديق اوليّت او 14 كرم نماى و فرود آ ، كه خانه خانهء توست 381 كز سرچشمه مرا ببريده است 63 كس بىكسانى و من بىكسم 278 كس را به جهان چنين جگر نيست 270 كس را نرسد با تو ز سلطانى لاف 107 كس مبادا همچو من بيدل كه افزوده غمم 338 كسى از ولى نعمتى روى نتافت 194 كسى نبود به جز تو شناسا 6 كشتى آن جا زبون توان كردن 198 كفش چون گشت مكمّل برخيز 67 كلاه سرورى برنهاده 414 كلّهاى كو ورا مقرّ باشد 19 كمينه پيشكش بندگانش آن بودى 268 كنونت كه جا داده ميدان بخت 357 كورى چشم دشمنان بغا 19 كوكبه صبح سعادت دميد 156 كوهست گاه جنگ ، كه ابر دست او 148 كوى سرخاب غرق در خون است 232 كه جز گور داماد دختر مباد 312 كه خورشيد سعادت افسر آمد 207 كه در زمان تو آهنگ مىكند به حجاز 315 كه دوران به حرمان نشاند ترا 357 كه شايستهء ملك جاويد اوست 37 كه كس را نداده چنين نعمتى 60 كه من گر صد بلا در پيش يابم 386 كهين هندوى شه گر آرد گذار 333 كى بود ديگر كه من كبزى كنم 64 كيست درين مرحلهء دير پاى 108 كين زمان گويد نشان من بگو 64 كيوان ز فراز آسمانش 177 گر به لطفش دمى به خويش كشى 418 گر ترا روزى در آن جا سر دهند 385 گر ترش رويى نيارد ابر و برق 286 گر چو شيران به گرد خود نگرى 312 گر چه شيرين نمايدت ليكن 96 گر چرخ كشد پياله سيّاره 314 گر چه گهر به سر تاج افسرست 50 گر گرگ اجل جامهء يوسف بدريد 411 گر گل ندمد چهرهء محبوب بس است 411 گره شد غصّه بر دل ، بلكه دل شد آن گره ، كو دل 338 گر يك نفست خاطر آگاه دهند 310 ، 319 گريهام زان است گاه مرگ ياران زار زار 322 گشت پيدا در نكوتر ساعتى 361 گفتم كه : الف ، گفت : دگر ، گفتم ، هيچ 42 گل آتش ميان آتش گل 398 گل از هر طرفى به كف پياله 320 گل امّيد هر طرف بشگفت 159 گل او را فراغ از آفتى باد 45 گل باغ شه ، عالم افروز باد 264 گل به چمن چهره بر افروخته 192 گلشن دولت بر اقبال داد 361 گلى در بوستان پادشاهى 362