فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

مقدمهء مصحح 53

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

سياسى تثبيت كند و نيز دين و دولت را در يكديگر بياميزد و در عمل قدرت سلطان را محدود سازد . ولى از آنجا كه واقعيت دوران متكى بر غلبه با امنيت و شوكت است ، توصيه‌هاى شيخ الاسلام در برابر اقدامات سلطان نمىتواند جنبهء اجرايى و قانونى داشته باشد . طرح حكومت مبتنى بر استيلا كه در ميان فقها و متكلّمان اهل سنت پيشينه دارد ، در نزد فضل اللّه رنگ و جلاى بيشترى يافت و به صورت يك اصل فقهى و قانونى مورد شناسايى قرار گرفت . پذيرفتن حكومت براساس زور و غلبه از سوى بزرگان اهل سنت براى اجتناب از شكستگى و تفرقه در ميان جامعهء اسلامى بوده است . چنان كه از شافعى نقل شده كه : « كل قرشى غلبه على الخلافة بالسيف و اجتمع عليه النّاس فهو خليفه » ، و يا از امام حنبل آمده است : « من ولى الخلافة فاجتمع عليه النّاس و رضوا به ، فهو خليفة من غلبهم بالسيف حتى صار خليفة ، فهو خليفة » . اين روايات و يا ديگر روايات مشابه آن ، در يك نكته با هم متّفق‌اند كه اگر كسى با زور قدرت را به دست آورد و مردم به گرد او فراهم آيند ، حكومت او قانونى و مشروع است . « 1 » با اين تفصيل ، مىتوان چنين حدس زد كه مؤلف به عنوان يك تاريخنگار مطّلع ، در اصل « استيلا » به ساختار حكومتى ايران پيش از اسلام و نيز انديشه‌هاى غزالى نظر دارد . چون در فرهنگ سياسى ايران پيش از اسلام دو ساختار حكومتى ، يعنى استبداد و شكوه ظاهرى از ويژگيهاى مهم سلطنت به شمار مىآمد . پس از اسلام ، نخستين رگه‌هاى مطلق العنانى و احياى شكوه ظاهرى شاهان پيش از اسلام را ، در حكمراويى يعقوب ليث بويژه پس از چيرگى او بر جنديشاپور بوضوح مىتوان ديد تا جايى كه مؤلف گمنام تاريخ سيستان از او به عنوان « ملك الدّنيا » ياد مىكند « 2 » ، و نيز هر اندازه كه از دوران خلفاى راشدين دور مىشويم آن ارزشهاى سياسى كه مبتنى بر سادگى و تسامح در برابر مخالفان بود ، بار ديگر به آموزه‌هاى سياسى ايران پيش از اسلام بر مىگردد . بنى اميّه و بنى عبّاس به پيروى از ملوك عجم ، به اين باور بودند كه « استبداد » و « شكوه » دو پايهء هر

--> ( 1 ) . تاريخ المذاهب الاسلاميه ، 85 . ( 2 ) . تاريخ سيستان ، 231 .