فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
مقدمهء مصحح 54
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
حكومتى هستند . « 1 » بنابراين ، نظريهء فضل اللّه دربارهء استيلا نيز مىتواند براساس چنين تفكّرى شكل گرفته باشد . او براى برقرارى امنيت و آرامش وجود يك حكمران مطلق العنان را مىپذيرد . همان طورى كه ابو زهره ، متفكر عرب پذيرفتن استيلا را از سوى فقها ، يك اضطرار مىداند ، فضل اللّه نيز در انديشهء سياسى خود بناچار آن را پذيرفته و از آن ذيل عناوين امام يا خليفه ياد كرده است . ارزيابى تاريخ عالمآراى امينى تاريخ عالمآراى امينى ، اثرى است ارزشمند كه نگاه ويژهاى در سير تاريخنگارى و ادبيات فارسى دارد . فضل اللّه به عنوان يك تاريخنگار و گزارشگر ، برخى از مهمترين جريانهاى سياسى و اجتماعى ايران را در يكى از حساسترين مراحل تاريخى ثبت كرده و خود نيز به عنوان يك منتقد كه در متن بسيارى از مسائل قرار داشته به موضعگيرى پرداخته و نقادانه داورى كرده است . او به شيوهء تاريخنگارى خويش كه مبتنى بر مشاهده و شنيدن از اشخاص شايسته و درخور اعتماد است ، تكيه مىكند و بر بىطرفى خود در نگارش تاريخ تأكيد دارد . او تفاوت خرافات و تاريخ مستند را روشن مىكند و ارزش تاريخ خود را با توجه به ضوابط اسلامى آنگونه كه نويسنده به آن باور دارد به خواننده مىشناساند . فضل اللّه هر چند كه در ييلاق سهند آمادگى خود را براى نوشتن تاريخ سلطنت سلطان يعقوب اعلام داشت ، امّا چون متشرع و فقيه است از نوشتن چنين كتابى ابراز ناراحتى مىكند : اگر چه كتاب نه در مقاصد علوم دينيه تدوين يافته تا موجب احراز ثواب باشد و نه در معارف حقيقيه تأليف پذيرفته تا بر خواطر طالبان ، فاتح ابواب گردد . فامّا جمال صحايفش به زيور مطالب شرعيه حالىست و از تلويحات بر مقاصد حقيقيه خالى نه . « 2 » فضل اللّه در نقد و بررسى كتابهاى تاريخى از آثارى به نيكى ياد مىكند كه قرآن مجيد
--> ( 1 ) . مروج الذهب ، ج 2 / 30 - 34 ؛ تاج جاحظ ، صفحات مختلف ؛ تاريخ اجتماعى ايران ، نفيسى / 148 - 161 . ( 2 ) . عالمآراى امينى ، 75 .