فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

354

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

حكم حضرت خواجه راضى نيستيد ؟ بازگرديد و الّا بر شما شمشير حكم مىسازم ( 188 - ر ) همچو آن منافق كه حكم حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و سلّم - قبول نفرمود و عمر بن الخطّاب - رضى اللّه عنه - ميان او و خصم تيغ حكم نمود . اردستانيان نااميد و مخذول به يراق معاودت مشغول گشتند و از راه اضطرار شرح حال « 1 » خود را با حضرت علّامة العلماء فى العالم ، جامع صنوف العلم و الحكم ، مولانا العلّامة غياث الملّة و الشّريعة و الدّين ، اكمل الحكماء المتألّهين ، الشّيخ ابو اسحاق محمّد بن عبد اللّه النّيريزى « 2 » كه در عالم افادت صاحب رتبت سامى و از روى استحقاق ملّقب به حضرت علّامىست ، باز گفتند و در آن هنگام در پايهء سرير اعلى مدار احكام شريعت و قضا و امضاى فرامين ديوان صدارت به رأى مقتضاى « 3 » قضا مضاى او متعلّق بود [ و ] نه از آن روى كه اين حقير « 4 » را نسبت با حضرت علّامى حقوق مصاحبت چند ساله موكّد است و اساس مودّت فيما بين به طول مرافقت و مجالست مشيّد ، در تعريف آن علّامهء زمانه و يگانهء جهان خوض مىنمايد ، بلكه بنا بر واقع نموده مىشود كه مولانا « 5 » ، مشار اليه ، در [ تمعّن فى وجه اللّه « 6 » ] مردى مردانه و در انتهاض لنصرة دين اللّه ، مفرد و يگانه است . هر آينه در مقام انتصار « 7 » مظلوم در آمده به خدمت خواجه شيخ على كتابت نوشت و از تنقيص و اكدار تخويف و انذار فرمود و نمود كه در مرافعهء اردستانيان گيريم كه انهاى آن قاضى فاسق حكم برهان فاروق دارد ، چرا نوّاب استماع ( 188 - پ ) بيّنهء « 8 » داخله از اردستانيان نمىفرمايند و طول يد و تصرّف ايشان را اصلا اعتبارى نمىنمايند ؟ از خدمت مولانا العلّامه بعد از زمانى شنيدم كه خواجه شيخ على در جواب ايشان نوشته كه جماعت اردستانيان بيّنهء داخله ندارند . و حضرت علّامى از اين كلام واهى كه نه بر وفق قوانين شرع الهى « 9 » بود ، تعجّبها كرده ، مىفرمود العجب كه من با وجود آنكه در اكثر

--> ( 1 ) . PK : احوال . ( 2 ) . P : تبريزى . ( 3 ) . P : « مقتضاى » ندارد . ( 4 ) . P : فقير . ( 5 ) . K : مولاناى . ( 6 ) . PF : تمعّر وجه فى اللّه ، K تمعّن وجه فى اللّه ، با توجه به فحواى عبارت تصحيح شد . ( 7 ) . KP : انتظار . ( 8 ) . P : بنينه . ( 9 ) . KP : الآهى .