فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
348
تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )
استماع افتاد كه توجّه شريف حضرت خواجه به صوب عراق و فارس جهت رفع قواعد شريعت قويم الاساس است و هر آينه تمشّى اين امر موقوف به ترفيه و تعظيم علماى نامدار و فضلاى عالى مقدار خواهد بود ، و العجب اوّل قدم ايشان پايمال جور و ستم گشتهاند و مسلّميّات حشوى و خرچى ايشان كه نزد عاقل و جاهل خرچ آن [ حشو ] نمايد نا مسلّم مانده ؛ روا نباشد كه شما خواهيد كه بر عساكر دشمن زنيد و اوّل قلب لشكر خود شكنيد ! بيت مبارزان جهان قلبِ دشمنان شكنند * ترا چه شد [ كه ] « 1 » همه قلبِ دوستان شكنى ؟ و آنچه نوشتهاند كه سيورغالات موقوف باشد ، اين كمينه را به علم اليقين معلوم است كه توقيف سيورغال نسبت با بسى از عزيزان صاحب كمال اقبح اوضاع و اسوء احوال است ؛ [ چه ] بسيار از علماى كبار را در شيراز مىدانم كه قبل از دخول سال به قرض و اسلاف و استيفا مقدار و مبلغى معيّن از سيورغال خويش نموده و جهت اداى دين ، ديدهء انتظار بر موسم وصول آن محقّر مقدار گشوده . ( 184 - پ ) چگونه تواند بود كه خرده ريزهء رزق آن جماعت قليل الاستطاعت موقوف باشد ؟ و حال آنكه هر يك « 2 » از ايشان به استحقاق اضعاف آنچه موجود است ، موصوف باشند و نيز شرعا توقيف را وجهى نيست ، زيرا كه اگر استحقاق سبب اخذ سيورغال گشته « 3 » ، قبل از وضوح عدم استحقاق قطع و توقيف آن عين ستم و بيدادست ، همانا اين سفر مبارك و فرخنده نيايد كه اوّل قدم چنين جور و ستم رخ نمايد ! خواجه در ازاى مرارت نصح اين حقير هزار خروار عبوس قمطرير فرو ريخته و به شهد تمكّن و وقار ، زهر تجبّر و استكبار آميخته ، با آنكه قبل از اداى اين مقوله ، كمينه را در خدمت ايشان كلمهء مقبوله « 4 » بودى و به تلقّى التماسات بنده همگى تفقّد لايق فرمودى ، حال فرمودند كه همانا شما را در شيراز اقارب و احباب هست كه جهت
--> ( 1 ) . KPF : ندارد ، با توجه به وزن شعر تصحيح شد . ( 2 ) . P : يكى . ( 3 ) . P : گشتى . ( 4 ) . P : مقبول .