فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى

345

تاريخ عالم آراى امينى ( فارسى )

شعر « 1 » للّه انت ضياء خطب مظلم * حتّى انجلى و صلاح امر فاسد چون بندگى « 2 » شاه شرف الدّين محمود كه طودى شامخ از حكمت و وقار و علمى راسخ در مكنت و اقتدار [ بود ] « 3 » ، اصغاى اين كلام بالتّمام فرمود ، دريافت كه اصل مراد قاضى از اين تسكين و تراضى چيست ؟ و عيان دانست كه قاضى مىخواهد كه شخصى مستهام را هدف سهام ملام خاصّ و عامّ گرداند ، تا اگر در صدور اين اعمال بدنامى باشد ( 182 - پ ) به نام او برآيد و اگر خير و كرامتى روى نمايد ، آن خود ملازمان حضرت قاضى را بشايد . وزير صاحب تدبير با وجود آنكه سخن قاضى عيسى را در آن هنگام به جواب و مقابله مقابل داشتن « 4 » از باب محالات بود ، تلعثم « 5 » و تردّدى بليغ به ظهور رسانيد و فرمود كه از اين حقير آنچه حضرت قاضى چشم دارند ، بسى متعذّر است كه به ظهور رسد . چه فساد زمانه از اين بيش است كه به اين تدبيرات صلاح پذير شود « 6 » و به واسطهء غلبهء نشاآت باطله جمال حقّ و صفا از آن احجب و اخفاست كه زود در « 7 » عرضهء تصوير درآيد : « و الاصل بقاء الشّىء على ما كان عليه قال الفقهاء و الظّاهر ما جرى فى زمان لا يجرى الّا بحقّ » . اگر امور را به دستورى كه بود بازگذراند و بندگان « 8 » خدا را به تحميل حمل تفحّص و تفتيش ندارند ، موجب نجات در حضرت إله ، و سبب ثبات دولت پادشاه باشد . قاضى فرمود [ كه ] خير و شرّ اين امور به راى ما موكول « 9 » است و شما را التماس مصاحبت و مرافقت واجب القبول . شاه دانست كه بيش از اين امتناع سبب كدورت و علّت نزاع مىشود ، فرمود رأى قاضى مقدّم و حضرت حاكم بر وجود ما حكم است .

--> ( 1 ) . P : بيت . ( 2 ) . PF : بنده‌گى . ( 3 ) . KPF : ندارد ، با توجه به فحواى عبارت افزوده شد . ( 4 ) . F : داشتند . ( 5 ) . P : تلثيم ( 6 ) . P : باشد . ( 7 ) . F : ز دور و عرضه ، ز دوز دد ؛ با توجه به نسخه K تصحيح شد . ( 8 ) . KP : بنده‌گان . ( 9 ) . P : موكد .